تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1019

مساهمون:

ص١٠١٩
چايى به احمد گفتم مرغى كه چند روز پيش با دو جوجه يمين الملك فرستاده بود و جوجه‌ها در خانه ما مرده بودند ، گفتم مرغش را ببرد و بگويد مرغ ناخوش و پرشپش و كنه است ، پس بدهيد و ببينيد يمين الملك از ده آمده يا خير ؟ بعد كاغذ مخبر كمره جريدهء رهنما را هم كه در جوف پاكت من آمده بود به اداره رهنما برده به مديرش بدهد . من هم در خانه چايى و گردش باغچه مشغول و منتظر آمدن بصير الدوله شده كه برحسب وعده از شميران آمده ، جواب پيغام مرا بياورد و از خانه تا ساعت دو از شب بيرون رفته ، بصير الدوله نيامد و موقع رفتن بيرون هم ديگر نبود . شام خورده ، در اين ضمن يمين الملك از ده آمده پياده شد و به خانه آمد . تفصيل ملاقات امير مفخم و حاج محمد آقا را گفتم . قرار شد او از صبح تا نيم به ظهر تهيه وجه را نموده به من خبر بدهد كه براى بعد از ظهر برويم بلكه صيغه خوانده شود و اگر تهيه نكرد عمل را براى شنبه بيندازيم . بعد يمين الملك رفت و ما خوابيديم .

جشن فتح انگليس به خرج دولت ايران

پنجشنبه 25 شوال . - صبح بعد از چايى از خانه بيرون آمده پاكتى به ركن الممالك نوشته بودم به صندوق پست انداخته ، ناظم و برهان عضوين كميته اولى رسيده ، قدرى صحبت ، از آنجا به بازار سراى امير كه جورابى از ميرزا عبد الرحمن گرفته ، حجره‌اش بسته بود . از راه شمس العماره و توپخانه به دكان استاد حسن خان نجار رفته احوال بپرسم ، نبود . رضا قلى خان درب قورخانه بود . مقدمات حمل ادوات آتش‌بازى و حمل آن‌ها به نظر آمد . بانك هم بيرق‌هاى بزرگ را آويخته . پرسيدم . گفتند ديشب در قلهك جشن فتح را انگليسىها گرفته و آتش‌بازى از قورخانه دولتى گرفته بودند . بعد ميرزا سيد ابراهيم خان توپخانه رسيد . قدرى از مظالم وثوق الدوله مذاكره ، آن‌ها رفته ، من هم از راه مريضخانه به‌سمت خانه . در بين راه گوشت ، انگور ، پنير و گلابى گرفته به خانه آمدم بعد از ناهار خوابيده ، بعد چايى خورده از خانه بيرون آمده ، حمام رفتم . يك به غروب از حمام بيرون آمده رفتم دكان حاج عبد الصمد كه برات
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1019 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا