تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1021

مساهمون:

ص١٠٢١
دست نمىدهم و با يمين الملك شركت مىكنم و در اين‌جا حاضرم كه چون قول و فرمايش آقاى امير را ابلاغ نمودم ، خودم فرع شش‌ماهه را بدهم و او ندهد چون قول ابلاغى دادم امير بعد از مدتى فكر گفت اگرچه خيلى بد است كه يمين الملك حاضر براى مال الاجاره دادن بشود و ملك هم مال غير باشد ، مع ذلك ضرر بىجهت به غير بزنم اما چون شما قول داديد ، من قول شما را محترم مىشمارم . بعد در باب مخارج قباله از شرعيات و ثبت اسناد مذاكره شد . من گفتم هر چه نصف ما متحمل و نصف شماها ، آن هم قبول شد . بعد حاج محمد آقا گفت من مبلغى مساعده و تخم و گاو . . . « 1 » آنجا دارم و چون شما ميل داريد من آنجا باشم حاضرم بيش از آنچه در اجاره من است به شما اضافه بدهم . گفتم من ميل دارم خيمه و خرگاه رعيتى شما در آنجا برپا باشد اما من چون جزئم و يمين الملك كل است او را بايد مثل خودم مايل نمايم عجالتا فسخ ملك را شما مىنماييد بعد ببينم چه قسم بهتر و طرف ميل همه است . گفت چند سال ديگر از اجاره من باقى مانده و اجاره عقدى است لازم و من مىتوانم فسخ نكنم اما به جهت خاطر شما من حاضرم كه يك چيزى اضافه بر اجاره بنمايم و از شما هم ممنون مىشوم كه هم خيمه و خرگاه خودم به‌هم نخورده و هم از عهده مخارج مباشر و غيره كه در آنجا دارم برآيم چون يا بايد اجاره خودم را فسخ نكنم يا اگر خواستم فسخ نمايم نمىتوانم بدون بردن نفع متحمل زحمت و مخارج فوق العاده ، فقط به مقدار رعيتى ببرم . باز مجددا گفتم كه بودن شما را من خودم چه از آقاى امير و چه از خود شما تقاضا كرده و مىكنم اما به عنوان اجاره‌دارى موقوف به ميل و رضايت يمين الملك كه شريك كل است بايد باشد . بعد در باب قباله گفت من در آنجا قريب پنج هزار تومان مخارج قلعه و ساير مطالب نمودم . چون آقاى امير يك هزار و پانصد تومان مىخواهد بابت قيمت آن‌ها به من بدهد من خودم على حده مال خودم را مىفروشم . يك قباله شانزده هزار و پانصد تومانى به اسم ملك و يك قباله يك هزار و پانصد تومانى به اسم قلعه و اين قسم براى شما بهتر است . گفتم براى ما تفاوتى نمىكند ، ما كه بايد
هامش
( 1 ) . نقطه‌چين در اصل .