همين بود ، بعد به خانه آمده . بعد از ناهار آب آمد ، احمد و بتول مشغول شدند به آبيارى من هم خوابيده .
بعد بلند شده ديدم آقا ميرزا حسين قزوينى با اتومبيل پنج ساعته از قزوين به طهران آمده و در اطاق خوابيده بود . بيدار شده ، چايى خورده ، مشغول صحبت رشت و قزوين و جنگل و حبسىهاى رشت و قزوين شده ، يك به غروب آقا تقى فتحيه و آقا ميرزا حبيب الله خان پستخانه و آقا رضا خان و عظيمزاده باهم آمده مشغول صحبت و چايى . آقا ميرزا حسين با احمد به خانه پسرش رفته كه بعد از ملاقات پسرش شب را مراجعت نمايد . بعد ماها مشغول صحبت ، عظيمزاده رفت به شهر نو .
حكايت اسلامبول و مهاجرين
ما چهار نفرى تا ساعت يك و نيم از شب گوش به وقايع اسلامبول و راه كه آقا تقى نقل كرد و از خباثت و شقاوتكارى احتشام السلطنه و نظام السلطنه و بعضى صحبت مىكرد و گفت شرف الملك باوجود اينكه يك زن ترك كه يك كرور تمول داشت به چنگ آورد ، مع ذلك از پولى كه دولت به جهت حركت مهاجرين تعيين كرده بود و به قدرى كه قوت لايموت مهاجرين بشود نبود ، مع ذلك سهميه گرفت و بيشتر از طبقههاى پست دريافت نموده .
بعد آقايان رفته ، ساعت دو و نيم از شب آدم امير مخفم از آقا ميرزا فضل الله خان كاغذى آورد كه فردا قبل از ظهر ممكن است ، اما عصر حاج محمد آقا گرفتار عدليه است . يا وقت ديگر را معين نماييد كه برويم صيغه ملك را بخوانيم و بايد چهارده تومان در موقع صيغه حاضر و تسليم شود . من جواب نوشتم پسفردا صبح منزل آقا ميرزا مسيح و هفت الى ده تومان موقع صيغه تسليم مىشود و مابقى تا چهارده ، بعد از اتمام قباله . بعد شام خورده خوابيديم .
[ امور روزانه ]
سهشنبه 23 شوال . - صبح بعد از چايى بيرون آمده خانه يمين الملك رفته كه او را خبر نمايم براى فردا صبح كه خانه آقا ميرزا مسيح بيايد صيغه ملك خوانده شود . آدمش گفت ديروز به ده رفته و تا سه روز نخواهد آمد . بعد از آنجا بازار آمده ، آقا ميرزا عباسقلى خان را ديده ، گفت دو شبى رفتيم شميران . بعد از راه خيابان به توپخانه از آنجا به خانه امير مفخم رفته كه تفصيل رفتن يمين الملك را