تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1018

مساهمون:

ص١٠١٨
علاوه بر حقوق معمولى من الباب الى المحراب حتى اجزاى پست روزى هشت ، نه تومان دخل و رشوه دادند ، هر چاروادار پست براى اينكه زودتر از چنگال انبار خلاص شود ، هركس بخواهد ده خروار بيست خروار جو گندم آرد ببرد بايد براى استخلاص خود مايه بگذارد ، علاوه بر اينكه اين دستگاه انبار به اين ترتيب امسال جنس ، يك شيخ حسن خان با دو ميرزا مىتواند جريان بدهد به قدر دو وزارتخانه اجزاى پشت ميز و غيره دارد . بعد به دكان مشهدى مرتضى علاف رفته ، قدرى تنقيد از يك شعبه عمليات سه‌روزه سنه ماضيه شيخ حسن خان در ارزاق نمود كه هر روزى دولت به جهت فقرا كه دم‌پخت ارزان بخرند ، سى و شش خروار برنج كرده و چهار خروار بلغور و پنج من روغن ، به همين مقدار هم سه‌روزه صد و هشت خروار برنج دوار ، ده خروار گندم شيخ حسن گرفت و ابدا يك پول دولت نتوانست از شيخ حسن پس بگيرد . فقط نه خروار برنج در ميدان توى انبار ، قزاق‌ها از طرف دولت آمدند و بردند كه ضرر به شيخ حسن خان خورد و او را هم مىخواست بخورد ، بعد از اينكه از عمل دم‌پخت بعد از سه روز منفصلش نمودند ، علاوه بر اينكه تمام پول‌هاى دم‌پخت را خورد و به دولت نداد باز خود را طلبكار از دولت مىداند . دولت حاليه هم براى اينكه او جزو قشونش باشد ابدا حرفى نمىزند . بعد از آنجا بلند شده درب دكان خلخالى لامپا كه سه روز قبل داده بودم بچسباند گرفته ، به دكان استاد عباس پينه‌دوز دادم كه [ موقع ] مراجعت بگيرم . رفتم خانه معاون همايون بروجردى ، كاغذ جوفى او را به زنى دادم به او بدهد . مراجعت ، با اقوام سنگ‌تراش خودم درب خانه سنگ‌تراش‌ها قدرى صحبت . از آنجا دم شمس العماره خيار خريده لامپا را هم گرفته ، رضا قلى خان درب سبزه ميدان رسيد ، قدرى صحبت مصدر كميته و صارم كميته را عنوان نموده ، گفت ، سه روز قبل دم خانه تنكابنى بودم ، صدرايى و دكتر احمد خان ، بعد پرويز و خلخالى آمدند رفتند توى خانه . بعد گفت ميرزا على اكبر جمعيت خود را زياد كرده و مىگويد كمره‌اى هم مساعد با ماست . ناطق المله هم شب‌ها نطق مىكند و ارسىدوزها هم طبقه چهارمى را تعقيب و دكتر رضا خان را مىخواهند جواب نمايند . از اين صحبت‌ها خيلى نموده بعد خداحافظى . من هم دو به ظهر مشغول تحرير ، بعد ناهار خورده خوابيدم . عصر بعد از