تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1020

مساهمون:

ص١٠٢٠
حواله سالار محتشم را بگيرم ، ديدم حاج عبد الصمد همان بلايى كه دو هفته است سر احمد بيرون آورده ، براى من هم تهيه نموده كه خبر نداشتم و پول حاضر نيست . چون احمد آن هفته تغّير نمود من گمان كردم كه برات را عودت مىدهيد . بالاخره نوشت كه در دوم ماه نو خواهم داد . مقارن غروب از دكان حاجى به دكان آقا ميرزا ما شاء الله آمده ، احوالپرسى و شرح حاج عبد الصمد را گفته ، تعجب نمود . بعد از راه بازار و مسجد جامع و مسجد شاه ، مغرب به توپخانه و از آنجا ساعت يك از شب به خانه امير مفخم رفته ، روضه خود امير و حاج محمد آقا و ميرزا فضل الله خان و سه روضه‌خوان و يك شيخ علمايى . بعد از روضه شروع به مذاكراتى شد . حاج محمد آقا اظهار داشت كه شما و جهتان مىدانم حاضر است ، ليكن يمين الملك شايد بعد از صيغه تا يك هفته بعد نتواند پول حاضر نمايد ، آن‌وقت به زحمت بيفتم . گفتم گمان نمىكنم همچه حركتى بشود ؛ علاجش اين است در مجلس اجراى صيغه ، صيغه على حده خوانده مىشود كه بعد از اتمام قباله اگر تتمه وجه تا چهارده تومان را نداد ديگر حق به ملك نداشته باشد . در خصوص قباله مذاكره شد كه اگر قباله بايد به مهر سردار اشجع برسد شايد تا يكى دو ماه طول بكشد و اگر بخواهيد من خودم قباله را مهر كرده ، ضامن درك هم مىشوم . گفتم اين بهتر است . بعد قرار شد يك همچه قباله نوشته شده به ما بدهند و يك قباله ديگر به اسم خود سردار اشجع عينا نوشته شود و بفرستد بختيارى كه او مهر نمايد . بعد كه آن قباله را آوردند اين قباله را از ما دريافت و او را به ما بدهند . بعد در باب چهار هزار تومان كه يك‌ساله ، بعد قرار شده بود شش ماهه نزد ما بىفرع باشد . حاج محمد آقا اظهار داشت كه خود يمين الملك نوشته كه من فرع مىدهم . حال ممكن است كه چون آقاى امير به شما گذشت فرع كرده شما ندهيد ، و ليكن يمين الملك بايد بدهد . او خودش قبول كرده و ملك هم مال خود امير نيست ، مال غير است . امير هم خودش تصديق نمود كه چون مربوط به من نيست و يمين الملك هم حاضر شده بود كه فرع بدهد ، نمىشود بدون فرع . يعنى مال الاجاره ضرر به سردار اشجع بزنيم . من گفتم هر قسم نفع براى شخص من درگذراند اين ملك باشد ، تساوى را از