هجده هزار تومان بدهيم چه به دو اسم و دو قباله چه به يك قباله . بعد قرار شد فردا اول مغرب من و آقا ميرزا فضل الله به خانه آقاى حاج محمد آقا رفته ترتيب نوشتجاتى كه بايد آقاى امير به محضر شرع بنويسد داده كه پسفردا دو و نيم به ظهر مانده من و يمين الملك و آقايان حاج محمد آقا و آقا ميرزا فضل الله خان به محضر آقاى مير سيد بهبهانى برويم چون حاج محمد آقا تب كرده بود امير درشكه خودش را براى سوارى او گفت درست كردند . من هم با حاج محمد آقا سوار شده درب كوچه خودمان من دو و نيم پياده و آقاى حاج محمد آقا به سمت خانه خودشان روانه شدند . من هم خانه آمده شام خورده خوابيدم .
[ امور روزانه ]
جمعه 26 شوال . - صبح بعد از چايى آقا شيخ محمد تقى كمرهاى آمد . او را وكالت دادم كه سند سيصد و شصت تومانى مرا در عدليه متظلم شود كه از آقا ميرزا محسن نجمآبادى وصول شود و حق الوكاله ده يك از وصولى ، دو تومان هم به جهت مخارج عرض حال و خودش دادم و رفتند . بعد آقا مشهدى رضا كاشانى آمد تفصيل فوت عيال آقا ميرزا يحيى و خيال اينكه خواهر زن او را برايش بايد گرفت و اينكه مال الاجاره خانه همشيره را تا ماه رمضان دادهام مذاكره نمود . در اين بين آقاى عين الممالك تشريف آورده ، مشهدى رضا هم رفت .
نزديك بودن قطعى شدن امر قرارداد
بعد آقاى شيخ محمد على قزوينى هم آمد به قدر دو ساعتى صحبت بالا گرفتن امر جنگلىها و قريب اختمام امر كنترل در شصت ميليون و خيال انگليسىها كه بيست و هشت مستشار از خودشان بياورند و مليتهاى جعلى كه هشت نفر مستشار از امريكا و فرانسه و سوئيس و سوئد آورده شود . دولتىها مىگويند دوازده نفر مستشار ميكس يعنى مختلط . تا يك به ظهر .
بعد بلند شده سه نفرى بيرون رفته ، آقاى عين و آقاى قزوينى به منزلهاشان .
من هم برحسب دعوت به خانه يمين الملك رفته ، ناهار مفصلى . احمد هم آمده بعد از ناهار بشقابى از چلو و مسماى بادمجان و كبوتر لاى پلو براى اسماعيل به مريضخانه برد ، بعد خوابيديم . بعد از خواب چايى .
بعد محتشم الدوله آمده ، قدرى با او صحبت . دو به غروب بيرون آمده آقا سيد نصر الله خان مدير چاپارخانه شوسه قم را به خانهاش رفته ، قدرى