توپخانه ما را پياده نموده از راه بازار بهسمت خانه آمديم . آقا ميرزا عباسقلى خان به منزلش . من هم به خانه ساعت سه آمده ، با بچهها نان ، آبگوشت سيب خورده ، خوابيديم .
[ امور روزانه ]
شنبه 6 شوال . - صبح بعد از چايى ، سه از آفتاب برآمده بيرون آمدم ، سوار واگون ، شمس العماره پياده ، به خانه آقا ميرزا مسيح سمنانى رفته ، آقا ميرزا غفار خان هم آمده بود . صورت املاك حسينآباد و قورقچى خود را دادم كه قباله آن را نوشته فردا صبح بروم صيغه خوانده شود . بعد آقا ميرزا غفار خان گفت يمين الملك ، ملك نصيرآباد خودش را نزد حاج زين العابدين طرف ملكى روبهروى تيمچه به مبلغ ده هزار تومان رهن گذاشته خوب است او را خريدارى نماييد ، يا شما با مهدى قلى ميرزا و امير حشمت يا دو نفرى . بعد قرار شد فردا سه از دسته گذشته من بروم كه بعد از صيغه ، دستگردان وجه و اتمام قباله شود . بعد بيرون آمديم من بهسمت خانه ، خيار و پنير خريده ، آمدم ناهار خورده خوابيدم .
[ امور روزانه ]
يكشنبه 7 شوال . - صبح بعد از چايى بيرون آمده به خانه آقا ميرزا مسيح رفته ، آقا ميرزا غفار خان هم آمده بود . صيغه ملك را خوانديم و پول دستگردان شد و قباله به مهر و سجل و ثبت دستگاه آقا ميرزا مسيح رسيد . مقارن ظهر قباله را من برداشته به خانه آقا مير سيد محمد بهبهانى رفته ، بلند شده بودند ، بعد به خانه آمده ناهار خورده ، قدرى خوابيدم ، عصر بلند شده چايى خورده ، سوار واگون ، بالاى خيابان مخبر الدوله پياده شده به خانه خان بابا خان رفته ، مشغول صحبت و اوضاع سواد كوهىها و امير مويد شده تا يك به غروب ، بعد بلند شده در راه آقا ميرزا رضاى گرگانى را ديده ، قدرى در راه صحبت . بعد مقارن مغرب بهطرف خانه آقا مير سيد محمد بهبهانى رفته ، بالاى مهتابى قدرى صحبت . بعد قبالهفروش املاك حسينآباد قورقچى را به ايشان داده ، اعتراف نمودم ؛ نوشتند . بعد ساعت دو و نيم بلند شده آقا سيد عبد الله محرر را هم سپردم كه ثبت قباله را نموده ، فردا عصر كه منزلشان به جهت دعوت امير امجد مىروم بدهند . بعد بيرون آمده ، ساعت سه و نيم از شب به خانه رسيده شام خورده ، خوابيديم .
[ امور روزانه ]
دوشنبه هشتم شوال . - صبح بعد از چايى بيرون آمده . رفتم منزل آقا شيخ