اظهار نمودند كه آقا ميرزا كوچك خان وارد فومن و يك كدخداى آنجا را به دار زده . حاكم فومن فرار .
بعد خلخالى بلند شده در راه صحبت نمودم كه شنيدهام شما جزو كميته شدهايد . جوابهاى لاستيكى داد كه من همچه فهميدم شده و انكار دارد . بعد او به خانه و من به خانه آمده شام حاضرى خورده خوابيدم .
[ امور روزانه ]
سهشنبه نهم شوال . - صبح بعد از چايى بيرون آمده ، قبالهء تمامشده را بر حسب وعده به خانه آقا ميرزا غفار خان رفته كه وجه را دريافت دارم ، گفتند منزل آغا شاهزاده رفته ، آنجا رفتم . از نزد آغا شاهزاده بيرون آمد . بعد از چايى و تشريفات اندرون براى من اظهار داشت كه كاغذ امير حشمت رسيده و ميل دارد قباله به تمبر عدليه برسد ، قبول نمودم . بلند شده به اتفاق سوار واگون و به عدليه رفتيم ، قباله را با بيست و پنج تومان الا سه هزار دينار دادم قرار شد صبح پنجشنبه برويم قباله را دريافت داريم . بعد بيرون آمده ، آقا ميرزا غفار خان به خانه آقا ميرزا مسيح كه وكالتنامه خود را از او گرفته كه در ثبت اسناد رسميت داشته باشد . من هم به دكان آقا شيخ حسين رفته گيوه بتول را عوض نمودم و اظهار داشت كه گويا آقا ميرزا طاهر به كميته رفته ، اگرچه خودش لفظا تكذيب مىكند اما حاضر به تكذيب كتبى نيست . قدرى صحبت نموده ، از آنجا بلند شده از بازار قدرى انگور ياقوتى و پنير و نعنا خريده به خانه آمده ، ناهار آبگوشت ، خيار ، پنير ، سبزى ، سركهشيره تريد با بچهها خورده خوابيديم .
بعد بلند شده مشغول چايى بودم ، دكتر حسن خان آمد ، اظهار داشت خانه بودم و براى ملاقات شما كه اين كميته داراى فساد است و مىخواهيم يك تشكيل صحيحى بدهيم و شما را مىتوانيم كه تمكين نماييم . امشب هم منزل آقا ميرزا على اكبر دعوت داريم و قريب صد نفر آنجا هستند كه بر ضد كميته تجمع دارند ، گفتم من با شماها داخل در عملى نمىشوم اما در اينكه كميته فاسدى است در تنقيد و روش شريك هستم . بعد اظهار داشت كه روز پنجشنبه ناهار بروم آنجا . من هم قبول نمودم . بعد گفت ساعتساز هم هست ، خلخالى را هم اگر ميل داريد بگويم بيايد . گفتم براى من تفاوت نمىكند ، ميل خود شما است .
بعد او رفته ، به فاصله آقا ميرزا حبيب الله پستخانه آمد ، با آقا شيخ موسى مدير مدرسه همدانى صحبت مىكرديم آقا شيخ محمد على قزوينى آمد و تا نيم