تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 991

مساهمون:

ص٩٩١
معتقد نيستم و با تشكيلات اين موقع ضد هستم . آقا سيد يعقوب گفت شما باز ضد پشگلى هستيد ؟ گفتم ضد پشگل و بول و غايط و كلب و خوك هستم . بعد گفتند شماها چرا تشكيل نمىدهيد ؟ گفتم آنان كه مىدهند بليط آزادى و تكيه‌گاه و طرفدار دارند ماها نمىتوانيم و دولت با ما طرفيت دارد و نيستمان مىكند . گفتند دولت كه با شما طرف نيست . گفتم اگر دمكرات باشيم كمال ضديت و طرفيت را دارد . معنى دمكرات در اين موقع يعنى ضد اشراف و دولت كه طرفدار اجانب باشد .

دوستان نادان وثوق الدوله

بعد بنا كرد تمجيد وثوق الدوله را به قسمى كه من به خشم بيايم . من هم تنقيد و ذم وثوق الدوله را . بعد كم‌كم كار را به جايى اسلامبولچى رساند كه بناى فحاشى به ابو الفتح‌زاده و عماد و ارداقى ، فحش‌هاى عرضى كه اجامر مىدهند كه زنشان و دخترشان را فلان كرده و مىكنم كه سيد مجتهدى را آن بابىها كشتند . گفتم آقا محسن سيد مفسدى بود و لازم بود كشتنش . بالاخره ديدم وقاحت را زياد مىنمايند گفتم امان از دوست نادان كه وثوق الدوله براى پيشرفت مقاصد فاسده براى خود تهيه نموده و اين‌ها بيشتر دشمن‌تراشى و منفوريت براى اربابشان تهيه مىنمايند . روزگار اين قسم نخواهد ماند كه با رشادت تامه با سر نيزه انگليسى اين قسم با ما فحاشى نمايند . بعد بلند شده ، آقا محسن پسر صدر الاشراف حريرى رسيده ، قدرى با آن‌ها طرف ، بعد باهم آمديم . گفت شنيدم ميرزا سيد مصطفى خان و بينش را در قزوين تلف كرده‌اند ، ستاره هم متوسل به طومانيانس آنجا شده . گفتم گمان نمىكنم ، اما بايد باز تحقيق نمود . آقاى رييس الوزرا كه ديروز در ميدان مشق عصر به جهت سان قشون اعزامى به اصفهان رفته بودند و وقت بيرون آمدن به كالسكه خود سوار نمىشود و سوار اتومبيل اتاشه ميليتر انگليسى ، با اتاشه مىشود و بيرون مىآيد . اين است ابهت رييس الوزرا كه تابع اتاشه بشود .

بيچاره مردم

بعد به حجره مدير الصنايع رفته ، براى خريد ليره صحبت نمودم گفت اين دو روزه رو به پايين مىرود . گفتم بهتر . بعد به خانه آمده بعد از ناهار خوابيدم . بعد
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 991 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا