تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 980

مساهمون:

ص٩٨٠
عمل مىنمايند و اين دوروزه حالش به واسطه زدن انژكسيون‌ها خيلى مغشوش ، مسهل داده‌اند ، عمل نكرده ، غذا نمىخورد . بالاخره خيلى دلم به حال اين زن و اين طفل مىسوزد ، خداوند خودش ترحم نمايد كه اين طفل با اين همه صدمات بعد از عمل يك حيات معمولى داشته باشد و مادرش با اين نقصان اعضا باز شكرگزار به بقاى او باشد . بعد تا ساعت دو از شب آقا ميرزا يحيى خان و بعد رضا قلى خان رفته من هم قريب ساعتى راست و دروغ براى آرامش اين زن مشغول صحبت و قوت قلب بودم .

گزارش تنكابنى از كميتهء دموكرات‌ها

بعد به خانه عين الممالك برحسب وعده رفته ، تنها بود . مشغول صحبت و چايى . آقاى تنكابنى تشريف آوردند كه پريشب دوشنبه ساعت دو وعده داشتم بروم . ديدم خلخالى ، دكتر سيد محمد خان ، مجله ، يكانى ، آقا شيخ حسين طهرانى آمدند كه تدين و صدرايى هم مىآيند . بعد آن‌دو هم آمده ، اظهار داشتند كه ما مىخواهيم كميته انتخاب نماييم و قول مىدهيم كه دو نفر را شما به ما بدهيد ما آن‌ها را انتخاب مىنماييم و در اين كميته اتحاد و اشتراك نماييم . گفتم مىدانيد كه ما سرمايه حوزه‌اى نداشته و نداريم و نادارا با دارا نمىتواند شركت نمايد . پس شما دو سه ماهى به ما مهلت بدهيد تا ما هم تهيه حوزه نماييم . بالاخره از اين صحبت خيلى نموده بودند . بعد قرار گذاشته بودند كه ميرزا و رفقايش نسبت به آن‌ها مخالفت و ضديت نكنند و آن‌ها بروند تشكيلات خود را بدهند . بعد اگر براى مملكت حقيقتا قدمى برداشتند ما هم به آن‌ها ملحق شويم .

تعديات قزاق‌ها در رشت

بعد ميرزا قدرى از تعديات قشون قزاقخانه به رشت كه همه متوارى شده و مجددا ميرزا كوچك خان به ماسوله آمده و دو جنگ مفصل هم كرده و خيلى از قزاق‌ها و چهل و پنج صاحب‌منصب آن‌ها را اسير و كشته ، مشغول صحبت و منتظر آمدن مرآت الممالك و خوردن گوجه ، زردآلو ، سيب ، آلبالو ، گيلاس ، خيار و شربت آلبالو و چايى و قهوه ، زولبيا ، سه قسم نان فرنگى ساعت را ديديم ،