تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 978

مساهمون:

ص٩٧٨
و زردآلو خورده نماز خوانده بيرون آمدم . سوار واگون در دو ربع كم و سه و نيم خانه باقى بيك را پيدا ، در زدم . زنى بيرون آمد . گفت تا حال منتظر و مايوس از آمدن شما شد ، اين كارت را نوشته كه من به شما بدهم . مضمون همين بود . فقط گفته بود من همه وقت حاضرم . من هم وعده دادم كه فردا چهار به غروب خواهم آمد . بعد مراجعت در راه حكيم الملك را ديده ، گفت تازه از شميران آمده ، باز مىروم .

قصد مشهد پهلوى

بعد به خانه پهلوى رفته ، اظهار داشت همين چندروزه قصد رفتن به مشهد را دارم ، چون نصرت الدوله از يك طرف تعقيب و مرا در غيبت ويستادهل مايل است ترور نمايند و سخت ايستاده‌اند كه مرا جذب به محبس و محكوم نمايند . اجزاى پستخانه هم با من بد و چون جلو [ ى ] كارهاى چپاولى آن‌ها را مىگيرم فقط يك ابوكار و يك موليتر با من بد نيستند ، با وزير . بعد صحبت نمود كه غلامحسين خان سركميسرى سنگلج و دكتر امير خان نظميه و ماژور محمود خان براى قتل استوار چند جلسه مذاكره و ترتيب آن را مىدادند و در خانه غلامحسين خان هم كنكاش دو سه مرتبه واقع شد . تفصيل را لطف الله خان نامى است ، حاليه در باغ شاه سرگارىهاى ژاندارمرى . بعد قدرى صحبت نموديم . تا ساعت پنج از شب بلند شده ، در بين راه عين و معتمد الممالك را ديدم به خانه مىروند . باهم رفته ، چايى مىخورديم منتصر السلطان از مجمع مىآمد كه امشب كميته ما هم انتخاب شد به رابطى صدرايى و دكتر احمد خان . كميته هم شايد نجات ، تدين ، ولى خان و از اين مقوله بشوند . قدرى تعريف انتخاب كميته و نطق‌ها را نموده ، گفت آقاى تنكابنى هم جزو كانديد كميته بود . معلوم شد كه بيچاره را مىخواهند جلب نمايند ، بعد بلند شده به خانه آمده با احمد سحرى حاضرى خورده ، خوابيديم .

تفصيل باقى بيگ

سه‌شنبه 25 رمضان . - تا قريب ظهر كه بيدار شده در باغچه و قدرى قرآن و تحرير . پنج به غروب بيرون آمده ، سوار واگون و به خانه باقى بيك كه جنب غربى خانه مشير الدوله نمره 18 مىباشد رفته ، عيالش روسى و داراى چهار
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 978 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا