تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 954

مساهمون:

ص٩٥٤
بعد من رفتم به خانه شمس الادبا گذر نوروز خان . تا ساعت يك و نيم به غروب پاى وعظ برهان . بعد بيرون آمده يك من توت از سبزه ميدان خريده ، احمد به خانه برد . من هم نخودچى و گوشت خريده به خانه آمدم كه افطار كرده بروم خانه ناصر الدوله . احمد گفت آدمش آمده بود كه شاهزاده منتظر است كه افطار برويد . رفتم . ناصر الدوله با سه چهار نفر منتظر بودند . افطار و شام را خورده . بعد عين الممالك و متين الدوله و دو سه نفر ديگر آمدند و تا ساعت پنج متفرقه صحبت نموديم .

رفع ضديت

بعد بلند شده ، من و عين الممالك در خيابان گردش‌كنان اظهار داشت كه ميرزا ابو القاسم پسر طباطبايى به واسطه ضديت در سجل احوال صد تومان شهريه هيئت وزرا براى او تصويب نمودند . بعد ساعت شش به خانه آمدم . امروز هم در بازار ميرزا رضا خان سلماسى را ديده ، گفت ديشب وارد شدم و كيفيت حبس خودش هفتاد و شش روز در قزوين تا بالاخره استاروسلسكى « 1 » به تصديق حكومت ، او را مرخص نموده بيان كرد . ساعت شش در خانه آمده مشغول دعا و تحرير . بعد سحرى با بتول نان و پنير و آش ، خيار ، توت و چايى خورده خوابيديم .

مجلس وعظ آقا جمال

چهارشنبه ششم رمضان . - نزديك ظهر از خواب بيدار . بعد از ظهر احمد و بتول از مدرسه آمده ، من هم مشغول باغچه و خواندن قرآن . پنج به غروب بيرون آمده از راه بازار به مسجد سيد عزيز الله رفته ، چادر زده بودند و جمعيت زيادى اقتدا به حاج آقا جمال اصفهانى نموده بودند . من هم براى استماع وعظ آنجا رفته ، به قدرى عفونت حوض و كثافت فرش و پرى زمين از اخلاط دماغ و سينه مرا متألم و منزجر نمود ، واقعا خيلى دلم به حال مسلمين حاليه و كثافت اخلاقى آن‌ها سوخت . بعد از اتمام نماز ، امام با حالت ظاهر چون طاووس عليين خرامان
هامش
( 1 ) . اصل : استرازوسكى .