ديده ، قدرى صحبت . بعد با شيخ بهسمت دروازه حضرت عبد العظيم از آنجا به خانه سالار ناصر ، نبود . با مفتاح نشسته ، چايى خورده ، قدرى صحبت نموديم .
ساعت يك از شب بلند شده با آقا شيخ ابو طالب ، ميان بر از خانه صاحب ديوان ، مسجد شاه ، گلبندك درخونگاه تا خيابان فرمانفرما . ايشان به خانه خودش . من هم خانه وزير دفترى روضه رفته تا ساعت سه آنجا . بعد با عين الممالك و معتمد الممالك بهسمت خانه آمده ، او به خانه خودش ، من هم به خانه . با بچهها نان و آبگوشت خورده خوابيديم .
[ امور روزانه ]
جمعه 22 شعبان . - صبح بعد از چايى قدرى در باغچه گردش ، بعد بيرون آمده به منزل آقا تقى كنى رفته ، نبود . در باغچهاش گردش نموده ، از آنجا بيرون آمده به دكان مشهدى مرتضى . سه هزار و ده شاهى كه سابق جريمهاش كرده بودم مسترد و قدرى صحبت . از آنجا به ميدان امين السلطان . همهچيز فوق العاده گران . از آنجا به دكان آقا ميرزا ما شاء الله يك چايى و قدرى صحبت . از آنجا از راه بازار آهنگرها به خانه مشير اكرم نبود . قدرى با شاهزاده عصمت السلطنه نشسته ، مقارن ظهر بلند شده به خانه اعزاز السلطنه رفته آقا ميرزا حبيب الله خان هم آمده بود . مشغول صحبت و شربت .
ناهار مفصلى سه نفرى خورده بعد از مدتى صحبت ، خوابيده ، صداى ساعت مدرسه سپهسالار و گرمى هوا و موزيك گاردنپارتى مجلس به رياست رييس الوزراى كوت العماره ، مانع خواب ، بلند شده ، وضو و خواندن جريده ، بعد چايى ، اعزاز السلطنه هم از اندرون آمده ، مشغول صحبت تا نيم به غروب قرار شد عصر يكشنبه باهم برويم سعدآباد و روز را آنجا مانده ، آنها بروند يك قطعه زمين كه پارسى و ميرزا حبيب الله خان مىگفتند به تماشاى شاهزاده رسانده . بلكه پسند نموده ، بخرد . بعد بيرون آمده ، اعزاز السلطنه به گاردنپارتى ، من و ميرزا حبيب الله خان آمده ، يك جفت گيوه اعلا كه صبح سوا نموده بودم از آقا شيخ حسين گرفته ، قيمت پنج تومان . صبح هم با سعيد العلما به خانه ضياء الواعظين و از آنجا به خانه دستغيب رفته ، نبود بعد با ميرزا حبيب الله خان از خيابان تا سبزهميدان . بعد من تنها مقارن غروب به خانه آمده تا نوشته صورت حساب همشيره با مشهدى رضا را پيدا كرده ، يك از شب گذشت . بعد دكتر سعادت آمده ، قدرى صحبت و سيگار بعد بلند شده باهم تا دم واگون .