پيشنهاد تبعيد رجال
سوار واگون شده ، طبيبزاده را در واگون ديده ، گفت هم گاردنپارتى و هم تياتر ديشب خلوت بود و يارو بور بود . بعد به خانه آمده ، مرآت الممالك را سر خيابان ديده ، از منزل بنده برمىگشت . باهم صحبتكنان خانه عين الممالك رفته ، ترتيب گاردنپارتى و اينكه كاكس آمده ، شيرينى به او داديم ، يك تومان بيشتر نداد . نصرت الدوله هم هفت هشت نفر زن و دختر اروپايى را براى فروش گل آورده و چندان جمعيتى نمىآيد . بعد صحبت خيال تبعيد مستوفى ، مخبر السلطنه و صمصام و مستشار الدوله و ممتاز الملك را با هفده نفر از خرده پا كه دولت و سفير انگليس اظهار كرده بود كه شما به دولت ، تبعيد اينها را پيشنهاد و تقاضا نماييد . سفير حاضر نشده بود . بعد ساعت سه و نيم از شب بلند شده به خانه آمدم . شام اشكنه و نان و پنير و شربت داشتيم . شام خورده ، خوابيديم .
مخالفين سجل احوال
چهارشنبه 21 شعبان . - صبح بعد از چايى دو به ظهر مانده به خانه مشاور الممالك به ترحيم خواهرش رفته ، از آنجا يك به ظهر بلند شده بازار رفته ، گوشت و پنير خريده به خانه مراجعت . بعد آقاى طباطبايى همدانى تشريف . حكايت دو روز قبل كه نصرت الدوله به خانه ايشان رفته ، آقا سيد صادق شاهآبادى و آقا ميرزا على نقى طباطبايى و دو سه نفر ديگر از پيشنمازها در آنجا . نصرت الدوله عنوان سجّل احوال را عنوان و آقايان را متقاعد مىنمايد . و قدرى شكوه از سيد كمال الدين مىكند . بعد طباطبايى رفته ، دختر ننه باقر هم آمده بود خانه . ناهار نان ، پنير و اشكنه خورديم . بعد من خوابيده ، عصر بلند شده ، چايى خورده ، بيرون آمده از راه بازار قرقره خريده ، آقا شيخ ابو طالب را در بازار حلبىسازها ديده باهم صحبتكنان ، به حجره سيد تاجر كاشانى كه برات كمره مرا نكول كرده رفتيم . سيد قرار گذاشت روز شنبه 23 شعبان صبح باهم برويم نظميه ديدن آقا ميرزا على كازرونى كه در تحت نظارت نظميه توقيف است و چون عليه انگليسىها در شيراز اقدامى كرده ، گرفتار است .
بعد با آقا شيخ ابو طالب به دكان آقا ميرزا صدر الدين رفته ، نبود . آقا يحيى را