گفتن گفتنىها به نصرت الدوله
بعد گردشكنان سر خيابان جليلآباد نصرت الدوله و نقيبزاده ، پياده بههم رسيديم . ملاقات سينهبهسينه و اتفاقى ما را واداشت بدوا به عنوان گله آنچه بايد گله و بد بگويم گفتم . بالاخره دفاع كرد . ليكن آن حال خشم و غضب در من موجب سخت گفتن و اونيرم « 1 » كشيدن شد . قرار شد ايرادات مرا توضيح و جواب بگويد . بعد سفارش محبوسين نظميه را كه قدرى توسعه به آنها را حيث معاش و يا تغيير مكان آنها را بدهد . پياده تا ميدان توپخانه رفتيم . نقيبزاده هم در اول ملاقات همينكه ديد من با نصرت الدوله بد مىگويم زود رفت . در ميدان توپخانه من ديگر همراه نصرت الدوله نرفته ، خداحافظى نموديم .
بعد به خانه معاون همايون بروجردى رفته تا ساعت يك و نيم از شب رفته صحبت بروجرد و اغتشاشات آنجا شده . بعد بلند شده به مغازه خلخالى رفته ، نيم ساعتى نشسته . ميرزا اسماعيل خان جلسه من حالش غيرمعلوم ، شما تكليف را معين نماييد . گفتم آن اشخاص كه به شما تكليف نمودهاند از آنها بپرسيد . بعد بلند شده ساعت دو و نيم به خانه معاون السلطنه روضه رفته ، نيم ساعتى صحبت ، روضهخوانها هم نيامدند . بلند شده با عين الممالك او به خانه خودش . من هم به خانه آمده . بعد احمد آمد . شام نان ، ماست ، سبزى و شيره خورديم و خوابيديم .
قهر و غضب حاج آقا جمال
جمعه هشتم شعبان . - صبح بعد از چايى بيرون آمده ، مسجد شيخ فاتحه كه جمعيت آذربايجانىها گذاشته بودند . بعد به مسجد عزيز الله كه عطارها ، بعد كاروانسراى خدايى ، مسجد جمعه هم نصرت الدوله گذاشته بود من نرفتم . بعد مسجد شاه آمده ، طبقه سوم گذاشته بودند . دسته مفصلى مال كمپانى ، چهار محله طهران با يدك و موزيك و سرباز آمده ، حاج آقا جمال اصفهانى يك مرتبه فرياد نمود موزيك حرام است . علما هم گفتند برويد بگوييد نزنند . در اين بين حاج آقا جمال مثل بچهها بلند شده قهر نموده برود . گفتند آقا ديگر نمىزنند
هامش
( 1 ) . كذا فى اصل .