تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 920

مساهمون:

ص٩٢٠
جهت انفصال خودش را گفته ، بعد ايشان رفته ، من هم دو به غروب بيرون آمده برحسب دعوت حاج سياح به منزلشان رفته تا اول غروب صحبت مىنموديم . بعد بيرون آمده پياده به خانه آقا ميرزا على اكبر انتيكه‌چى رفته ، آقا شيخ محمد رضا قمى ، بعد معين الاسلام هم وعده داشتند تا ساعت پنج شام خورده ، معين الاسلام رفت . من و آقا شيخ محمد رضا خوابيديم .

فوت آقا سيد كاظم يزدى

سه‌شنبه پنجم شعبان . - صبح در منزل آقا ميرزا على اكبر از خواب بيدار و با آقا شيخ محمد رضا و خودش چايى خورده ، بيرون آمديم . آن‌ها رفتند ، من هم به مسجد شاه رفته فاتحه آقا سيد محمد كاظم يزدى . جمعيت زيادى بود . دسته بلند شده ، بازار بسته ، آژان‌ها مواظب ، شش هزار تومان مخارج فاتحه را دولت برآورد ، دو روز ناهار و سه روز ختم كه فردا آخرش است . بعد بلند شده به خانه ممتاز الملك رفته ، آقا ميرزا رضا خان نايينى و آقا موسى و آقا شيخ محمد حسين يزدى آنجا بودند . ممتاز الدوله و مستشار الدوله طفره رفته بودند ، گويا تهديد شده بود . بعد آقا شيخ محمد حسين از آقازاده حاج سيد محمد عصار كه تازه از عتبات آمده بود نقل كرد كه محور سياست انگليس در بين النهرين آقا سيد محمد كاظم يزدى بود اما پول از انگليسىها نگرفته بود ، فقط نقطه نظرش اين بود كه به عثمانى و ايرانى بفهماند كه من مىگفتم مشروطه بد است ، اين است عاقبت او . اما آقا ميرزا محمد تقى شيرازى نوشته آوردند كه مهر نمايد كه ما در موقع مواظبت و تصرف انگليس در بين النهرين و بغداد و نجف و كربلا و توابع غير از آسايش و راحتى نديديم و به ما خوب رفتار مىكنند . ميرزا مهر نكرده بود و فورا براى آقا سيد محمد كاظم قاصد روانه نمود كه ديگر در اين موقع مخالفت نكن و هنگامه مشروطه و استبداد را در اين‌جا اعمال منما . سيد هم آن كاغذ را مهر نكرده بود و جليل الملك هم در آنجا موفق نشد .

رقابت علمايى

اما از اخلاق سيد نقل كرد كه مرحوم آخوند ملا كاظم اعلى الله مقامه صاحب كتاب كفايه تمام طلاب نجف رسايل را ترك و كفايه بايد بخوانند و ميزان
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 920 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا