تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١
ديوار را ملاحظه نمود . بعد گفتم چه بايد بشود ؟ گفت راپورت را به اداره خواهم داد . شما برويد از اشرف الملك مطالبه نماييد و رفت . بعد با آقا شيخ رضا مشغول صحبت بوديم ناهار گفت من منزل خورده‌ام . بعد من و احمد و ننه اسماعيل ناهار آبگوشت خورده ، بتول مسهل سولفات دوسود بعد از ظهر خورده ، بعد با آقا شيخ رضا مشغول چايى و صحبت مسافرت و فوت مرحوم ميرزا محمد على خان دواساز و مسافرت سايرين را تا عصر بيان نموده ، عصر تشريف بردند . بعد من هم بيرون آمده ، يك و نيم به غروب به دكان آقا ميرزا عباس حكاك رفته ، سفارش مهر محمد رضا آقا نجفى « 1 » را نموده ، قرار شد غره جمادى الثانى بدهد . بعد به خانه حسينعلى خان سرهنگ رفته ، نبود كه پيغام پدرش حاج خان كه نوشته بود شيشه نخرد به او بدهم . رفتم مغازه خلخالى ، مقارن مغرب آقاى عين الممالك آمده باهم به دواخانه شيورين رفته نسخه حب حاج عباسقلى خان را دادم درست نمايد . بعد با عين الممالك به‌سمت خيابان لاله‌زار رفته ، دكتر سعادت را ديديم . بعد صحبت‌كنان سه نفرى تا به خانه صمصام ، محض احوالپرسى هوس نموده رفتيم . ما را احضار به اندرون نموده ، به قدر ساعتى توى اندرون چايى خورده ، صحبت نموديم . بعد بلند شده بيرون آمديم . درب خانه پهلوى احوالپرسى نمودم ، گفتند قريب پانزده روز است به‌سمت عراق براى ترتيب راه رفته . بعد آمديم . دكتر سعادت به خانه‌اش ، من هم به خانه آمده ، شام چلو بود ؛ بتول با تخم‌مرغ ، من و احمد و ننه اسماعيل با گوشت و قيسى خورده خوابيديم .

شرح ايالت فرمانفرما در فارس

دوشنبه بيست و دوم جمادى الاول . - صبح بعد از چايى احمد و بتول به مدرسه رفته ، من هم مشغول به تحرير . آقا شيخ حسن خان پسر آقا ملا عبد الرسول مرحوم آمد شرح مأموريت ماليه خودش را در دو سال پيش به نيريز بيست و پنج فرسخى شيراز بيان كرد و تفصيل گرفتارى خودش را به اتهامات فرمانفرما و
هامش
( 1 ) . داماد آقا مصطفى مجتهد كمره‌اى ، شوهرخواهر امام خمينى .