تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨
بعد از او هم جدا شده به خانه ميرزا نصر الله خان ، دم ميدان توپخانه رفته ، رفقا آقاى زنوزى ، قزوينى ، چايى فروش و بعضى ديگر . صحبت دعوت خانه آقاى تنكابنى روز دوشنبه به ميان آمد و صلاح نمىدانستند كه منعقد شود ، يا بنده هم بروم . بالاخره قرار شد كه از اين‌ها هم من وادارم تنكابنى دعوت نمايد . بعد ساعت سه از شب همگى بلند شده ، به‌تدريج بيرون آمديم . من و زنوزى و قزوينى از خيابان جليل‌آباد ، بعد من و زنوزى از سنگلج ، بعد به خانه آمده ، شام با بتول و احمد و ننه اسماعيل چلو و فسنجان خورده ، خوابيديم .

[ امور روزانه ]

جمعه نوزدهم جمادى الاول . - صبح بعد از چايى آقاى عين الممالك آمده ، مشغول صحبت بود . رضا قلى خان و شيخ عابدين هم آمده ، دو اخطاريه يكى از ناظم‌هاى حوزه‌ها و يكى امضاى رضا قلى خان ، علىحده بر رد اعلاميه كميسيون مختلط ارائه دادند كه طبع شده بود ؛ قريب دو ساعتى نشسته صحبت نموديم ، بعد آن‌ها بلند شده رفتند . ننه اسماعيل هم ناهار خورده بود و ناهار اسماعيل چلو و خورشت فسنجان را برداشته به مريضخانه برد . جمال هم با احمد و بتول و من ناهار نان و چلو و خورشت خورده ، سه من هم آرد كشيديم كه جمال بعد از آن‌كه احمد او را به حمام برده ، بدهد جمال آرد را ببرد . بعد از ناهار قدرى خوابيده ، بعد همگى چايى خورده ، ننه اسماعيل هم از مريضخانه و احمد و جمال هم از حمام آمده بودند . آن‌ها هم چايى خورده ، احمد ، جمال را با آرد برده ، سوار واگون ، روانه‌اش كرد . من هم بيرون رفته ، درب كميسرى اوراق سجل احوال خواسته ، نداشت ، قرار گذاشت بفرستد .

قرار بر اهمال

بعد به خانه جديد آقاى خلخالى رفته ، دكتر و پرويز و مجله هم آنجا بودند ، قرار شد روز دوشنبه كه مىرويم كارى بكنيم كه رأى اثبات و نفى ، هيچ‌كدام ندهيم ، و قسمى نماييم كه مذاكرات به اهمال و بىنتيجه بگذرد ؛ چون محل خطر است و مبارزه موقع ندارد . بعد ساعت يك از شب بلند شده ، آن‌ها رفتند ، من هم به خانه آمده ، شام دمىپلو با خورشت فسنجان كدو خورده ، جريده رعد را خوانده كه نقيب‌زاده اطلاعيه خود را در خصوص اعلاميه كميسيون مختلط درج ، و تكذيب رسمى بودن آن را اطلاع داده بود . بعد خوابيديم .