[ امور روزانه ]
شنبه بيستم جمادى الاول . - صبح بعد از چايى ، احمد و بتول به مدرسه ، ننه اسماعيل هم براى پختن نان ، من هم به حمام رفته ، بعد بيرون آمده درب دكان آقا ميرزا عباسقلى خان لباده خود را كه خياط جيبهايش را درست كرده بود گرفته ، به وزارت داخله رفته بيان الدوله را ديده ، سفارش نمودم كه به حساب ارفع الممالك كه قريب يازده ماه و كسرى شهريه همشيره را از ماليه گرفته و پنج شش ماه آن را بيشتر نداده ، تتمه را مطالبه نمايد . بعد به اداره حفظ الصحة رفته ، سيف الاطباء را ديده ، توصيه آقا ميرزا اسماعيل خان سعادت را نموده كه او را براى مأموريت درنظر بگيرد . بعد قرار شد روز جمعه ناهار به منزل او بروم و قدرى صحبت نماييم .
بعد بيرون آمده به بلديه رفته ، اشرف الملك را ديده ، تظلم ديوار خانه را نموده ، مأمورين تعيين نمود كه بيايند و رسيدگى نماييد . بعد بازار آمده ، برادر معين الاسلام را ديده ، اظهار داشت كه چهار پنج روز است وارد شدهام و روز دوشنبه صبح مىآيم آنجا با شما صحبت و كار دارم . بعد نوار به جهت چادر بتول و قند خريده رو به خانه آمده ، در بين راه آقا ميرزا احمد خان را ديده ، نقل كرد كه مأموريت همدان را وثوق الدوله به جهت من معين كرده بود ، من به طفره و حتى از نوكرى استعفا مىدهم گذرانده ، آقا ميرزا مهدى خان را معين كردند و نيز شنيدم كه امريكا به ژاپن به جهت رقابت در عمل چين التيماتوم داده ، جنگ خواهد كرد . بعد به خانه آمده ، ناهار نان تازه و مغز گردو و پنير و قليه كدو و قدرى دمى و خورشت بقيه شب را خورده ، مشغول چايى و تحرير شده ، دو و نيم به غروب بيرون آمده به منزل طباطبايى همدانى رفته كه باهم به منزل مصيب خان برويم .
مذمت وثوق الدوله يا نصرت الدوله
شيبانى آنجا بود ، بعد معدل شيرازى ، بعد سعد الملك آمده ، معلوم شد حوزهاى دارند و طباطبايى هم به جهت سختگيرى وثوق الدوله به ميرزا مهدى خان منشى ناصر الملك ، و ظلمهايى كه به او وارد شده و معذلك او را متهم به تمرد نمودهاند كمال ضديت و شدت را به وثوق الدوله داشت و مذمت از نصرت الدوله هم مىكرد . اما شيبانى طرفدارى از وثوق الدوله مىكرد و مظالم و خيانت را نسبت به نصرت الدوله مىداد . قريب يك ساعت و نيم نشسته ،