تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 811

مساهمون:

ص٨١١
مركز فكرى نمىخواهد . فقط ما پانزده نفر هستيم ، هركدام چهار نفر به خودمان در خارج ملحق مىسازيم و هفته آتيه اسامى آن‌ها را ذكر مىنمائيم . بالاخره ساعت سه بلند شده با آقا شيخ ابو طالب صحبت‌كنان تا خانه‌اش . بعد من هم خانه آمده با بچه‌ها آبگوشت خورده خوابيديم .

[ امور روزانه ]

پنج‌شنبه 4 جمادى الاول . - صبح بعد از چايى به خانه عين الممالك رفته ، دعوت عصرش را به مغازه خلخالى نمودم كه بيايد آنجا . از آنجا به خانه علىزاده رفتم . نشسته ، چايى و قدرى صحبت . بعد به ايشان هم عرض نموده كه اول مغرب به مغازه خلخالى بروند . بعد از آنجا بلند شده به چاپارخانه خراسان رفته ، پهلوى را ديده ، قدرى صحبت و اينكه محاسب الممالك در صدد رفع حملات ويستادهل و نصرت الدوله به من شد تا موفقيت بلكه حاصل شود .

كميسيون مختلط

بعد بلند شده به پست‌خانه رفته ، آقا ميرزا حبيب الله خان را ديده ، اظهار داشت كه كميسيون مختلط مىخواهد در جريده اعلان نمايد كه حوزه‌ها را سايرين تشكيل تا انجمن محلى تشكيل شود . گفتم فايده ندارد ، چون حكومت‌نظامى است . گفت الغاى حكومت‌نظامى را اعلان ما لغو مىكند . گفتم خوب است دولت خودش الغا نمايد نه شماها . بعد به خانه شاهزاده معتمد الدوله رفته . خودش رفته بود به وزارت داخله و عيالش فوق العاده از مرض عرق النساء و شكافتن پا در اين پنج ماهه روزبه‌روز بدتر . واقعا خيلى متأثر شده ، از آنجا به خانه مشير اكرم رفته ، ناهار خورده ، قدرى صحبت با مشير اكرم و قدس السلطنه نموده ، مرا دعوت به فردا ناهار كه آقا على هم وعده دارد . بعد سه به غروب بيرون آمده با مشير اكرم به خانه معتمد الدوله رفته ، نيامده بود . بعد تا ميدان توپخانه پياده آمده ، مشير اكرم به اداره ، من به‌سمت خانه آمده تا ساعتى بوده ، نيم به غروب بيرون آمده به ديدن آقا ضياء السلطان رفته ، سر خيابان حاج عز الممالك به منزل من تشريف مىآوردند ، عذر خواسته به خانه ضياء السلطان رفته ، جمعى بودند تمجيد كابينه را مىكردند . من قدرى تنقيد نمودم . بعد بلند شده ، نيم از شب به مغازه خلخالى رفته .