تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨

[ امور روزانه ]

يكشنبه سلخ ربيع الثانى . - صبح هوا مشغول باريدن بود ، بعد از چايى با بچه‌ها زير كرسى ، بعد مشغول پختن نان ، بعد آش سماق شده ، ناهار هم عموما آش سماق خورده ، بعد چايى . زن‌ها هم مشغول پختن آبگوشت . احمد يك كاسه آش براى اسماعيل به مريضخانه برده ، من هم مقارن غروب بيرون آمده ، پياده از راه بازار به خانه ميرزا محمد على خان نواقل پشت مسجد جامع رفته ، آنجا را پيدا كرده ، وارد شدم .

فعاليت محدود

آقا شيخ محمد على قزوينى ، ميرزا عبد الله خياط ، ميرزا عبد المحمد شيرازى و جمعى ديگر هم آمدند كه نشناختم . صحبت تشكيل شد . گفتم مخالف با حكومت‌نظامى است . فقط اگر شرط مىكنيد كه ابدا در سياست مداخله نكنيد و نمايش عليه طرفداران آن‌ها ندهيد و غيرمستقيم ارتباط با افراد را تهيه نمائيد من تصويب مىكنم . بعد چند نفرى اسم نوشتند كه براى جلسه بعد حاضر نمايند . جلسه بعد خانه آقا ميرزا ابراهيم خان جنب اداره تحديد ترياك ، شب پنجشنبه ، ساعت سه از شب بلند شده ، چون كوچه‌ها به شدت گل و تاريك و محل خطر بود آقا شيخ محمد على قزوينى به اصرار مرا در خانه خودش به نان اعلا كه از قزوين آورده بودند به ضميمه آبگوشت خيلى لذيذى با نيمرو و پنير پذيرايى . زير كرسى خوابيده ، صبح بلند شده ، چايى خورده ، بيرون آمدم .

[ امور روزانه ]

دوشنبه غره جمادى الاول . - صبح از خانه آقا شيخ محمد على قزوينى بيرون آمده ، كوچه‌ها گل [ بود ] به خانه رسيده ، بچه‌ها به مدرسه رفتند . ناهار بتول آمده ، آبگوشت با ننه اسماعيل خورديم . بعد چايى خورده . بتول خانه ماند و ننه اسماعيل به مريضخانه . من هم دو به غروب بيرون آمده درب دكان آقا ميرزا عباسقلى خان قدرى صحبت . شاهزاده محسن ميرزا از خانه فرخى مراجعت و به خانه آقا شيخ رضا مىرفت . بعد بلند شده سوار واگون و درب خانه منوچهر خان پياده ، نبود . از آنجا به خانه آقاى تنكابنى رفته ؛ دكتر و مجله و خلخالى و پرويز هم آنجا بودند ، نشسته ، قدرى صحبت نموده ، قرار شد عصر جمعه بيايند منزل بنده . بعد مشار الدوله و سردار فاخر هم بازديد ميرزا آمده بودند . تا ساعت قريب يك و نيم از شب آنجا بوده ، بلند شديم و با خلخالى از كوچه آبشار سوار واگون ،