تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 806

مساهمون:

ص٨٠٦
مقدارى صحبت تا نزديك ظهر نموده ، آقايان رفتند . منتظر تنكابنى به جهت ناهار شده ، نيامد . جمال به جهت حمام آمده بود . ناهار آبگوشت و قليه و دمى داشته . بعد از ناهار طباطبايى همدانى آمد كه چهار به غروب به منزل ما بيائيد . گفتم در دو به غروب شايد بيايم . بعد سه به غروب منزل مرآت رفته ، آقاى عين الممالك هم [ آمد ] قدرى صحبت حملات رعد و ايران به تحريك اجانب داخلى به مستوفى و مهاجرين و عنصر ضد تشكيلىها و بردن املاك خواهر مستوفى را پسر فرمانفرما ، نموديم .

علل دستگيرىهاى اخير

بعد ساعت يك به غروب بيرون آمده به خانه طباطبايى رفتم ، جوانكى بود ، معلوم شد بهاء الملك است . تا مقارن مغرب صحبت ، طباطبايى اظهار داشت كه جهت گرفتارى سهراب‌زاده و مهام الملك اين شد كه يك شب به خانه سعد الدوله رفته بودند . سهراب‌زاده به سعد الدوله رو مىكند و مىگويد رييس الوزراء شدن با بودن يك دسته به غير ترور [ يست ] درست كردن چاره ندارد ، بايد پول بدهى تا ما كار كنيم . سعد الدوله به مهام الدوله رو مىكند اين آقا را نمىشناسم و من كى خواستم رئيس الوزراء بشوم ، من اهل اين صحبت‌ها نيستم . گويا يك نفر از اجزاى سفارتخانه آنجا بوده و به سفارت و از آنجا به وزارت خبر مىرساند . بعد مذاكره شد كه فتح السلطنه هم پيدايش نيست شايد درصدد گرفتارى او بوده‌اند كه پنهان شده . من گفتم گمان مىكنم گرفتارى سهراب‌زاده و رفقايش تصنعى باشد و براى رد گم كردن وثوق الدوله و نصرت الدوله است كه خودشان طرفداران ترور و اشرار هستند يا آنكه در قزوين محبوسين را ترور نمايد . بعد مقارن غروب بلند شده به‌طرف خانه خلخالى رفته ، نبود . از آنجا مراجعت و به خانه آمده ، گفتند آقا ميرزا طاهر اشتباها عصر آمده بود و آقا شيخ محمد تقى كمره‌اى و حسين ، قوم ارداقى آمده بودند . شام هم دمى با قيسى و گوشت خورده خوابيديم .

[ امور روزانه ]

شنبه 29 ربيع الثانى . - صبح بعد از چايى آقا شيخ محمد على قزوينى آمده ، اظهار داشت كه فردا شب دوشنبه در منزل ميرزا على محمد خان نواقل ، حوزه