تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧
بعد تا يك ساعت از شب آنجا بوده قرار شد عصر دوشنبه برويم منزل مقياس . بيرون آمدم و شبانه رفتم خانه دكتر سعيد خان ، يك نسخه دواى پاشيدنى زخم كنده تول داد . بعد خانه آمده ، شام آبگوشت با احمدين و بتول و ننه اسماعيل خورده ، گفتند عصر منوچهر خان و آقا شيخ محمد على قزوينى ، جعفر قلى خان و جمعى ديگر آمده بودند كه من نبودم . دكتر سيد محمد خان هم عصر آمده بودند و كارتى نوشته و رفته بودند ؛ عجبا للطبيب و هو عليل .

اقدامات امير مؤيد

آقا ميرزا صادق خان بروجردى هم تقاضاى ناهار يوم چهارشنبه را نمودند . سه شنبه هم منزل مشار اعظم در خيابان صفى عليشاه ناهار كه طبيب‌زاده هم بايد بيايد . آقا شيخ عبد العلى اظهار داشت كه سپهدار وزير جنگ به دستور وثوق الدوله به امير مؤيد نوشته كه هرقدر بتوانى سوار جمع نما ، مخارجش با من كه در مازندران جلوگيرى از آمدن اعتضاد السلطنه بنمايى كه حكومت شاهزاده‌ها از ميان برود و از بابت شركاى محل نزاع تو با دولت ، من قرارى براى آسايش و پيشرفت تو خواهم گذاشت . امير مؤيد هم در آنجا مىكوشد .

[ امور روزانه ]

شنبه 2 ربيع الثانى . - صبح بعد از چايى ، هوا مشغول برف آمدن شده ، بتول و احمد به مدرسه رفته ، ماها هم مشغول پختن نان شده ، بعد از ظهر با سيد احمد و ننه اسماعيل و بتول مشغول ناهار با تتمه آبگوشت ديشب و مغز گردو و لبو ترشى ، بعد چايى خورده ، برف بند آمد . سيد احمد را فرستادم مركور و كره خريده آورد ، سرم را شست‌وشو داده با گردنم دوا گذاشته . صبح هم آقا شيخ محمد على قزوينى آمده بود ، به قدر ساعتى مذاكره نموده رفت . بعد عصر احمد هم از مدرسه آمده ، شب شام ترخينه دوغ داشته ، احمدين و بتول و من و ننه اسماعيل شام خورده خوابيديم .

ارزان شدن روزنامهء رعد

يكشنبه 23 ربيع الثانى . - صبح بلند شده ، هوا برف مىباريد ، ليكن برف ديروز و امروز خيلى مختصر . بچه‌ها هم به واسطه يكشنبه بودن مدرسه نداشتند . ناهار آبگوشت خورده ، بعد چايى . بعد احمدين عصر رفتند بازار كه روزنامه رعد كه
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 797 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا