آقا ميرزا اسماعيل خان دكتر تنكابنى آمده باهم بهطرف منزل سيف الاطباء رفته نبود . بعد بيرون آمده ، من به تنهايى خانه حسين على خان رفته ، كاغذ او و همشيرهاش كه از كمره مجددا امروز آمده بود دادم ، خودشان نبودند . بعد خيابان آمده رضا قلى خان را ديدم ؛ اظهار داشت كه آقا ميرزا عباس يزدى كه از فرونت آمده ، خانه آقا سيد كاظم يزدى منزل دارد و خيال ملاقات شما را داشت . گفتم من خودم به ديدنش بايد بروم . بعد پستخانه آمده ، كاغذ كمره و گلپايگان و بارفروش و وزارت ماليه را داده ، به خانه صمصام السلطنه رفته .
خانهء صمصام السلطنه
صدر الدوله و حاج معين الدوله و حكيم الملك و شاهزاده لسان هم آنجا بودند ، قدرى صحبت . صمصام اظهار داشت كه شنيدهام سپهسالار رفتنش موقوف ، و مستشار الدوله را نامزد تبريز كردهاند . تا مقارن غروب آنجا بوده ، از آنجا به خانه آقا سيد كاظم رفته ، آقا ميرزا عباس يزدى و دو سه نفر و سيد ناقور كه جديدا از عدليه يزد معزول شده ، آنجا بودند . آقا ميرزا عباس اظهار داشت كه ضياء السلطان هم با ما حركت از اسلامبول نموده و همين اوقات به رشت وارد خواهد شد . بعد اظهار داشت كه دولت عثمانى با ما خيلى مساعدت كرد و تا آخر حركت ما به همه حقوق مىداد و معادل هفت ماه شهريهء هريك ، مخارج مراجعت به همه داد و به هركدام ماهى هفتاد ليره فوتى كه هرفوت دو تومان مىشود مىداد . بعد ساعت يك و نيم از شب بيرون آمده ، سوار واگون درب گذر وزير دفتر پياده ، جمعيت زياد دكان قصابى ، به هزار ملاحظه و توسط جمعى از من « 1 » ، نيم من گوشت از قصاب گرفته ، قريب سه از شب به خانه معاون السلطنه براى ملاقات عين الممالك به روضه رفتم ، عين نبود ، جمعى بودند . بعد از روضه ، چايى خورده ، بلند شده به خانه آمدم . جمال هم آمده بود . شام احمد شهريارى و جمال و خودمان خورده خوابيديم .
جمعه 21 ربيع الثانى . - صبح بعد از چايى نصرت الممالك و بعد عين الممالك و بعد مرآت الممالك آمده ، تا نزديك ظهر مشغول صحبت بوده ، آنها رفتند . ناهار
هامش
( 1 ) . توسط جمعى از من : وساطت يا واسطه شدن جمع و گروهى .