سردار ظفر ، سردار جنگ ، سردار محتشم ، نظام السلطان و خيلى از متفرقه . به قدر ساعتى نشسته ، صحبت و چايى . بعد با عين الممالك بلند شده ، خداحافظى و وداع با سردار جنگ كرده آمديم گارد ماشين .
ديدار سردار مقتدر
در بين راه سردار مقتدر سنجابى و كسانش را ديده ، احوالپرسى . بيان الدوله را ديده ، بعد به ماشين سوار ، نيم به غروب به شهر ، از راه ميانبر به خانه آقا شيخ محمد على قزوينى رفته تا ساعت يك و نيم از شب آنجا به صحبت و چايى مشغول . بعد با عين الممالك بلند شده ، در بين راه خانهء آقاى مرآت رفته نبودند .
بعد آقاى عين الممالك رفته ، من هم به خانه آمده . بچهها هم امروز به رختشويى با رختشور و جابهجا نمودن آرد و جا دادن برنج مشغول و عصر هم به مريضخانه رفته بود . آقاى مرآت هم صبح آمده بود كه ما رفته بوديم ، ناهار آبگوشت كلم داشته ، شب هم آبگوشت داشتيم و تهيه قليه كدو شده بود .
[ امور روزانه ]
شنبه 15 ربيع الثانى . - صبح بعد از چايى ، احمد و بتول به مدرسه ، من هم مشغول به نوشتهجات تا ظهر . بتول آمد ، ناهار قليه كدو و عدس خورديم . بعد چايى . چهار به غروب بيرون آمده . هوا مشغول باران ، سوار واگون شده . ميدان توپخانه پياده ، باران شديد بود . از كنار خيابان به دكان شيخ حسين گيوه فروش رفته ده تومان و پنج هزار و پانزده شاهى پول چهل و دو من ذغال كه صبح سه لنگه فرستاده بود دادم و از آنجا به خانه دكتر سيد محمد خان رفته ، تنها بود .
فعاليتهاى حزبى
مشغول چايى بوده آقايان خلخالى و پرويز و مجله « 1 » ، بعد آقاى تنكابنى هم تشريف آورده ، دكتر تعقيب نصرت الدوله را كه به توسط اكرم الملك همسايهاش ملاقات او را خواسته و چند دفعه دكتر به طفره گذرانده و باز در تعقيب است . و همچنين ضياء حضور ، دعوت به حوزهاش نموده كه تكليف خواسته و همچنين آقاى تنكابنى تعقيب منتصر الدوله و وثوق السلطان را كه او را جزو كانديداى
هامش
( 1 ) . شيخ عبد العلى ، مدير مجله اسلامى .