كميته قرارش دهند و فردا عصر يكشنبه مجددا در خانه منتصر الدوله ، تنكابنى براى جواب اين مسأله دعوت دارد ، مذاكره شد قرار شد دكتر به اكرم الملك بگويد كه من با آقاى تنكابنى يك وقت به ملاقات نصرت الدوله مىرويم و تنكابنى هم به منتصر الدوله بگويد من جزو كميته سابقا هم داخل نبودم و حالا هم قبول نمىكنم اما مطيع و تابع حوزههاى دمكراتى صلحى خواهم بود .
تعيين خطمشى داخلى
بعد صحبت خودمان پيشآمد . قرار شد كه افراد متشتت را كه از ما تكليف مىخواهند به آنها بگوييم به شرط عدم مداخله در سياست و عدم توجه به عمليات كابينه و خود كابينه هركس باشد و هرچه بكنند و عدم نمايش و تظاهر بر عليه تشكيلات دمكرات دولتى به اين شروط و بدون الحاق به تجمعات فاسده آنها با همديگر ملاقاتهايى داشته باشند ، ما شش نفر هم ابدا داخل به آنها كه استفاده از وجود ما بنمايند كه به عامه بفهمانند كه فلانىها با ما هستند نشويم . بعد قرار شد هفتهاى دو مرتبه از همديگر ملاقات نماييم . آقايان دمكراتهاى دولتى هم هركار و اقدامى كردند ما ابدا كار و صحبتى و تنقيدى به آنها نداشته باشيم .
تا ساعت دو از شب منزل دكتر بوده ، بعد بيرون آمده ، هوا باران و كوچهها تاريك و پر از گل و آب ، با فضاحتى تمام ، پياده به خانه آمده ، بعد از ساعتى كه بتول رفته بود شام بياورد ديدم ديوار دالان ، آب پس مىدهد و توى هيزمدان مطبخ ، آب جريان دارد . پشتبام رفته ، اثرى ظاهر نشد . احمد رفت توى كوچه ، ديد تنبوشههاى ناودان گرفته و فشار آب از ديوار دالان و مطبخ آب را جريان داده ، به هزار زحمت ، به حدى كه دستم زخم شد ، ناودان را با تركههاى نرم قدرى باز و مراجعت . شام آبگوشت با قليه خورده ، باران تا صبح به شدت و گاهى به ملايمت مىآمد ، و خوابيديم .
[ امور روزانه ]
يكشنبه 16 ربيع الثانى . - صبح بعد از چايى ، توى باران ، احمد رفته مجددا به هزار زحمت ناودان تنبوشهاى توى كوچه را از زير ديوار كوچه و بالاى پشتبام باز كرد . زير كرسى نشسته تلگرافى از قزوين به امضاى معاون السلطنه رسيد كه نه نفر از آقايان تبعيدشدگان ، امروز حركت و فردا يكشنبه عصر وارد طهران