شخصيت فوق العاده در دواير ايالتى پيدا كرده . تا ساعت دو به غروب بوده ، بعد بلند شده سوار واگون تا توپخانه ، از آنجا با مستعان الملك پياده صحبتكنان تا مسجد سراج الملك .
بعد من تنها بهسمت خانه فتح السلطنه . ميرزا حبيب الله خان و پارسى هم آنجا بود . . . « 1 » الدوله را كه نوكرهاى ميرى گاريچى داماد حاج ناصر السلطنه بود گفت كه سفارت انگليس چندان مساعد با وثوق الدوله نيست . گفتم عملا كمال مساعدت هست . تا يك از شب بوده بعد با ميرزا حبيب الله خان بلند شده به خانه حاج شيخ عبد الله به ترحيم سلطان نور على شاه گونآبادى رفته ، حياط را مفروش و چادر زده بودند . به تالار وارد شده ، فقرا مشغول گريه و ندبه و ناله بودند . به قدرى نشسته تباكى نمودم . گفتند فردا و پسفردا هم ختم و تا هفته آتيه عصرها روضهخوانى است . بعد با آقا ميرزا احمد خان و اعتماد التوليه حضرت عبد العظيم بلند شده سوار واگون و در توپخانه هم سوار واگون . چون عصر جمعه و شب عيد مولود بود واگون كار مىكرد . بعد آقايان به خانه خودشان و من هم به خانه آمده ، گفتند آقاى اورنگ عصر آمده بود و مىگفت فلانى را به كدام شهر بردهاند ؟ و حالا اگر خدمتى باشد من حاضرم . گفتيم فلانى تبعيد نشده و طهران است . خوشحال شده رفت . بعد ساعت سه شام نان تازه و قليه كدو حلوايى خورده خوابيديم .
[ امور روزانه ]
شنبه هفدهم ربيع الاول ( غره جدى ) . - صبح بعد از خواب و چايى ، مشهدى على حسن چينهكش آمده ، ترتيب صندوق بين باغچه و كاروانسرا را به او گفته ، آقاى عين الممالك آمد . قدرى صحبت و باهم بلند شده به خانه سردار مقتدر سنجابى رفته ، نبود . از آنجا به خانه آقا شيخ محمد بروجردى . او هم نبود . به خانه آقا شيخ ابو طالب رفته ، او هم نبود . بعد من به حمام نمره قرب باستيان و عين الممالك رو به خانه خودش . بعد از يك ساعت از ظهر رفته از حمام بيرون آمده به خانه آمدم . فاطمه سلطان ننه باقرى آمده بود ، ناهار آنجا بود . ناهار آبگوشت و قليه كدو داشته خورديم . بعد جمال « 2 » آمده كاغذ خواهر بينش را
هامش
( 1 ) . چند كلمه ناخوانا .
( 2 ) . جمال فرزند سيد محمد رضا مساوات و خواهرزاده سيد محمد كمرهاى .