تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١

صحبت با فطن الملك

دوشنبه 27 صفر « 1 » . - صبح دوشنبه كه با آقايان تنكابنى و كاشانى و معاون السلطنه از خانه نقيب‌زاده بيرون مىآمديم ، حاج فطن الملك از دم در او به سمت خانه بنده مىآمد باهم آمديم ، درب خانه نير السلطان كالسكه صمصام السلطنه بود . آدمش گفت صمصام فرستاد كه اگر شما منزل هستيد بياييد آنجا ، شما نبوديد ، من هم فطن را بردم منزل نير السلطان و به قدر ساعتى نشسته ، صحبت عمليات كابينه را مىنموديم . بعد بلند شده با فطن به خانه آمده تا نزديك ظهر صحبت و اوضاع اخلاقى رفقاى طهران را از من مىپرسيد و گفت بعد از ظهر امروز بايد بروم وثوق الدوله را برحسب وعده ببينم ، چه بگويم ؟ گفتم فقط مقاصد او را بفهم و بگو از اوضاع اينجا بىخبرم .

تهمت تنكابنى به من

بعد ايشان رفته ، من هم ناهار با بتول و احمد و ننه اسماعيل و معصومه آبگوشت خورده ، بعد هم چايى و فورا به منزل مرآت برحسب وعده رفته ، مصدق السلطنه ، بينش ، تنكابنى ، عين الممالك ، متين الدوله ، مرآت چون صحبت دلتنگى من به واسطه سختگيرى تنكابنى كه چرا حاضر با دسته‌دسته به تشكيلات نمىشوم و به ديكتاتورى با آقايان وارد نمىشوم . آقاى تنكابنى به من افترآت زد كه تو اسباب تفريق فرقه شده‌اى ، بعد بالاخره قرار شد كه عده‌اى از طرف‌شدگان باهم را از بين افراد فرقه در كاغذى اسامى آن‌ها را بنويسند كه خود صاحبان اسامى امضا نمايند كه ما داخل در كميته نخواهيم شد . بعد صحبت سه مقاله امروز ايران كه فحش به همه داده و خائن همه را قلمداد كرده كه مسجدىها پول و رشوه گرفته ، روضه مىخوانند و خيال بلشويكى را دارند شد . بعد قرار شد عصر جمعه برويم منزل مصدق السلطنه . مقارن مغرب بلند شده به مسجد آمديم . تا ساعت سه روضه گوش نموديم . برهان و ضياء الواعظين و معتمد الذاكرين در خصوص جريده ايران كه اتهام به روضه‌خوانى وارد آورده
هامش
( 1 ) . دفتر بيست و نهم . تاريخچه از 27 شهر صفر ( دهم شهر قوس ) تا سه‌شنبه 11 ربيع الثانى ( 23 جدى ) 1337 ق .