حاج آقا رضا آورده بودند كه از جنگل بعد از مذاكرات با رمز با وثوق الدوله نتيجه را بگويند . بعد بيرون آمده به خانهء صمصام السلطنه رفته ، قدرى صحبت . از آنجا به ديدن حاج ميرزا يحيى دولتآبادى رفته ، ديدن و سؤال از مساوات شد . گفت در برلن با كزازى و علوى و ميرزا رضا خان و ميرزا محمد على خان تربيت و ناصر الاسلام و ميرزا قاسم خان شيرازى و كلوب [ هستند ] احتمال دارد آنها هم ديگر حركت به ايران نمايند . خلخالى و پرويز و مخبر السلطنه و جمعى هم آنجا بودند .
بعد بلند شده مقارن ظهر به خانهء مستشار الملك رفته ناهار با ميرزا محسن خان سنلويى و او خورده ، صحبت شد . مستشار گفت مقوم خيلى با شما بد است . گفتم بهعكس . بعد قرار شد هروقت تشكيلاتى بشود به آنها هم خبر بدهم . ساعت سه به غروب به خانهء فتح السلطنه رفته ، پستچى و مورخ الدوله و پارسى بودند . آقا شيخ ابو طالب و آقا سيد اسد الله نيامدند . چهار نسخه نوشته شد كه كسانى كه با دمكرات قديم تشكيلات را مىدهند امضا نمايند . بعد قرار جلسه به عهدهء خبر دادن پستچى و پارسى شد . بعد بيرون آمده ، منزل مرحومه عصمت السلطنه رفته بعد از ختم روضه بيرون آمده يك از شب به مسجد شيخ روضه .
وثوق الدوله برقرار ، و استعفايش قبول نشد
معروف شد كه وثوق الدوله برقرار و استعفايش قبول نشد . بعد با تنكابنى و كاشانى و معاون السلطنه كه به منزل نقيبزاده مهمان بودند مرا هم بردند . بعد از شام مفصلى مذاكره ترتيب تشكيل شد . نوشته شد كه كاشانى و كمرهاى و گيوه فروش هفت نفر انتخاب نمايند كه وسائل مجلس محلى را فراهم بياورند ، به هرقسم ترتيب حوزهها را بدهند مختارند . بنده قبول نكرده گفتم سايرين هم بايد بفهمند . اوقات آنها از من و من از آنها تلخ شد . بعد گفته شد كه قطعات اروميه و سلماس و غيره را دولت انگليس خواسته كه جزو ارمنستان به ارامنه بدهند و بنادر بوشهر را ضميمه بين النهرين نموده ، تشكيل استقلال آنها ، و خزعل خان هم مستقل شود . بعد ساعت هفت از شب خوابيده ، صبح بعد از چايى و مدتى صحبت بيرون آمده ، فطن الملك درب خانه رسيده باهم حركت نموديم .