تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
نمود . اما ترغيب معنوى به اين بود كه بلكه ما به جمعيت سوسياليست ملحق شويم . بعد از اطاق بالا به حياط روضه رفتيم . چهار پنج روضه‌خوان گوش داده ، بلند شديم . بعد به خانه آمده . صبح هم يك نفر چينه‌كش آمده كه جلو [ ى ] دكان‌هاى خراب شده را چينه [ كشيده ] و روى نهر توى قهوه‌خانه را بپوشد و زير پنجره دم در قهوه‌خانه را هم با آجر ببندد . عصر كه آمدم ديدم خاك آنجا را آب گرفته . زن آقا سيد جليل هم آمده بود كه گندم آسياب و بلغور بنمايد . بعد به نيت حمام بيرون آمده ، پارچه پيرهنى كه قريب 25 ذرع از خليل آقا گرفته بودم ، چون زن‌ها نپسنديده بودند برداشته ، درب حمام ، مشهدى محمد را پرسيده ، گفتند نيست ، حمام نرفته به‌سمت بازار رفتم . درب دكان آقا ميرزا عباسقلى خان ، احمد آقا از مدرسه رسيد ، چيت را به او دادم كه پس ببرد .

شايعهء آمدن بلشويك‌ها به طهران

ميرزا عباسقلى خان صحبت نمود كه شنيده‌ام بلشويك‌ها به طهران آمده‌اند . من هم كه غيرمستقيم از وثوق الدوله شنيده بودم ، گفتم شايد آمده باشند و دولت هم كه جديت در مجامع و تفرقه آن‌ها دارد به جهت خاطر بلشويك‌ها است .

متحير و متفكر از بلشويكى

بعد مقارن غروب بلند شده از راه خيابان ، يك از شب به خانهء آقا شيخ ابو طالب رسيده ، تنها با مورخ الدوله بود . پرسيدم كجايند سايرين ؟ گفتند هنوز نيامده‌اند . بعد مورخ الدوله رفت كه وثوق الدوله و مشاور الممالك را ديده ، راه استخلاصى كه از طرفيت بيرون آمده باشد و تعقيبى كه انگليسىها از او مىكنند و مىگويند چون بسته به سفارت آلمان است ، در اين موقع مشغول انتريك است [ پس ] بايد او را گرفتار كرد [ را از خود رفع كند ] . به اين جهت‌ها كه ذكر كرد رفت كه بعد بيايد . در اين بين پارسى و فتح السلطنه آمدند و صحبت شد كه چه بايد كرد و بلشويكيت دارد روى كره را مىگيرد و اسباب وحشت فرانسه و انگليس هم شده و به طهران هم آمده‌اند . بعد من گفتم متحير و متفكرم . عنوان شد كه با كابينه چه بايد كرد . گفتم اگر يقين داريد به خيانت ، بايد مساعدت نكرد و اگر مشكوك هستيد بايد ساكت بود . بعد خيلى از اين مقوله صحبت شد . من گفتم از قدم‌هايى