ملاقات متين الدوله با عضو كميسيون امريكايى
معاون السلطنه هم نقل كرد كه شنيدهام لندن هم شورشى برپا شده ، بعد بلند شده با متين الدوله بهسمت خانه آمديم ، اظهار كرد كه پرفسور امريكايى مرا با تلفن خواسته و گفته بود كه خودت البته بيا و با من ملاقات نما و آن رفيق همراه آن روز خودت را هم مىخواهى همراه بياور . گفتم آن كيست ؟ گفت بينش است .
يادم آمد كه ديروز بينش مىگفت كه مرا بالخصوص كميسيون امريكايى خواسته . بروم يا نروم ؟ من گفتم البته برويد . بعد از بينش پرسيدم كه با متين الدوله هم رفته بوديد . گفت ايندفعه مرا بالخصوص خواسته . واقعا چقدر از شدت جاهطلبى دروغ مىگويد . بعد به خانه آمده ساعت چهار از شب يك كلمپلو با ماش و گوشت كه خيلى خوشمزه بود ؛ با بچهها به اضافهء معصومه و سيد احمد پسر آقا كوچك خورده قدرى هم به جهت اسماعيل كشيده ، خوابيديم .
[ امور روزانه ]
دوشنبه 13 صفر . - صبح بعد از چايى مصباح ترك آمد محلى براى ماندن خواست . عذر خواستم . بعد بيرون آمده به خانهء نقيبزاده رفتم . خليل آقا و دو نفر ديگر بودند . صحبت اداره نمودن روضه و تحويلدارى من شد . قبول نكردم .
بعد با ميرزا على اكبر انتيكهچى بيرون آمده تا بازار باهم رفتيم . بعد به خانهء حاج جلال لشكر و آقا ميرزا باقر خان مستوفى رفته ، ديدن از آنها نموده ، مقارن ظهر بلند شده بهطرف خانهء خلخالى رفته ، آقا ميرزا داود خان هم آنجا بود . قدرى صحبت اينكه كسان خلخالى را در خلخال كشته و خيال ختم را داشته و سه چهار نفر با پاى پياده فرارا به طهران آمده و خيلى تغيّر و تشدّد ، خلخالى به دولت حاضره داشت . بعد ناهار خورده منتظر آقاى تنكابنى شديم كه در باب تشكيلات صحبت نمائيم ، ايشان نيامده . صدرايى و حسين آقا به عنوان مجلس ترحيم آمده ، ساعت دو و نيم به غروب بلند شده به منزل مرآت آمدم .
تصميم به نوشتن گزارش براى امريكايىها
مصدق و مرآت و عين الممالك و بعد بينش و آقا شيخ ابو طالب و آقا ميرزا طاهر آمده ، صحبت تاريخچه بعد از شوستر را تا حاليه كه متين الدوله و بينش براى امريكايىها بنويسند و روز جمعه سه به ظهر مانده برويم منزل