رول درمىرود و به پايش مىخورد . بعد جلب به كميسارى مىشود . رفيق ديگرش از ترس كه مبادا او هم گير بيفتد مىرود به نظميه و پول و رول خودش را مىدهد و تفصيل واقع را مىگويد . بعد نظميه هم بهواسطهء اينكه از ناحيهء نصرت الدوله است آنها را رها مىنمايد . بعد مىگويد ميرزا يانس از طرف ويستادهل وكيل در محاكمه با من شده است .
بعد ساعت سه به غروب بيرون آمده به دكان آقا ميرزا عباسقلى خان رفته ، سپردم به آقا اكبر آقا بگويد كه بيايد من او را نزد پهلوى بفرستم تا اصلاح گرفتارى او را نزد مؤسس خان رئيس تحديد ترياك بنمايد . بعد آمدم خانه ، هشت هزار دادم به ننه اسماعيل كه با احمد آقا پسر آقا كوچك برود بازار و يك ارسى به جهت مادر او بخرد . خودم هم آمدم خانه ، قدرى مانده رفتم خانهء نظام السلطان روضه ، صمصام ، شيخ العراقين ، پسرش آقا موسى ، معاون السلطنه و جمعى بودند . تفصيل دار الشوراء و مهمانى ديشب را صمصام نقل كرد . بعد از روضه قرار شد پسفردا سهشنبه قبل از ظهر برويم منزلش و با چند نفر رفقا صحبت نمائيم . حاج نصير السلطنه هم گفت پسفردا صبح مىآيم آنجا . بعد با معاون السلطنه بلند شده نيم از شب به مدرسهء شيخ عبد الحسين رفته ، مسجد روضه بود . قدرى معطل شده ، نقيبزاده آمد ، صحبت اينكه رفقاى مديره تعويق و تعطيل در امور مىكنند . بعد بنا شد فردا صبح من و معاون السلطنه و نائب عبد الله خان و بعضى ديگر برويم خانهاش و قدرى ترتيب اين كار را بدهيم .
ساعت دو از شب بلند شده ، در بين راه آقا شيخ حسين گيوه فروش را ديده ، به او هم گفتيم بيايد خانهء نقيبزاده . بعد رد شده ، آقا سيد عبد الرحيم كاشانى رسيد .
گفتم چرا ايجاد اشكال مىكنيد ؟ گفت من بىتكليف ماندهام ، مىگويند كميسيون اداره روضه باش . اگر بكنم مىترسم صحبتهاى خارج از رسم عنوان شود .
مىخواهم از عضويت خارج شوم مذمتم مىكنند . بعد من هم تقويت ايشان كرده ، قرار شد صبح بيايد منزل نقيبزاده . بعد به حجرهء خلخالى رفته ، مسموع شد يكى از كسان محترم او در خلخال فوت كرده ، خيال ختم را در خانهاش دارد ، حجرهاش بسته بود . با معاون السلطنه صحبتكنان بهسمت خانهاش رفته در خانهء او خستگى در كرده ، چايى خورده ، متين الدوله رسيد و اظهار داشت كه وليعهد آلمان را شنيدهام كه به برلن برمىگشته سوسياليست دمكراتها او را كشتهاند .
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 703
مساهمون: سيد محمد كمره اى
ص٧٠٣