تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣
نشناختم ، حاج سيد محمد لاريجانى ، حاج سيد محمد صراف ، چند نفر هم بنا بود بيايند ، عذر خواسته بودند . صحبت در اين شد كه دعوت امروز دربار از تمام وزراء سابق و لاحق گويا انعكاس مجلس سابق ما بود كه مىخواهيم تقاضاى هيئت مشاوره از وجهاى مملكت بنمائيم كه كابينهء خودسرانه هرقسم رفتار ننمايد . حالا آن عده كه ما اسم نوشته بوديم از شاه تقاضا نمائيم آن‌ها را موقتا مشاورين قرار بدهند . حالا وثوق الدوله دعوت نموده ، حالا امروز صبر مىكنيم ببينيم اگر همان مقصد ما را مىخواهند به عمل بياورند بهتر و اگر غير از اين باشد در جلسهء آتيه كه عصر دوشنبه باشد مذاكره خواهيم كرد . ساعت يك از شب بلند شده ، هركدام به منزل خودمان برگشتيم . بعد به واسطه كسالت فوق العاده ، زود قدرى آبگوشت و شوربا با نان خورده ، خوابيدم . اما چه خوابى ؟ كه تمام در حال لرز و كسالت و درد سر و سينه تا صبح ، در حال بدى امرار نمودم و خيلى مطالب و مذاكرات بود كه هيچ‌كدام را نتوانستم بنويسم و حال نداشتم .

[ امور روزانه ]

جمعه 3 صفر . - صبح با حال كسالت از بستر هنوز بلند نشده بودم ، آقا ميرزا يحيى خان آمد كه برويم منزل آقا ميرزا عباسقلى خان كمره‌اى . چون حالى نداشتم ، عذر خواسته كه خودشان بروند و رفتند . آقا ميرزا اسماعيل تنكابنى آمده ، قدرى صحبت نموده و رفتند . آقاى عين الممالك آمد ، صحبت جلسه اتفاقى پريشب خانهء مورخ السلطنه را گفتم كه خودشان در آنجا قرار گذاشتند كه امروز عصر بيايند اينجا و از كسانى كه تجمعاتى دارند نماينده بخواهند كه در خصوص ورود كميسيون امريكايىها كه چه قسم بالنسبه به آن‌ها از طرف ملت رفتار شود مذاكراتى نمايند .

رسيدن راپرت از قصد نظميه براى برهم زدن جلسهء امروز خانه من

در اين ضمن هم از جايى راپرت رسيد كه از طرف نظميه امروز عصر آژان خواهد آمد كه اگر راجع به سياست صحبتى شود مانع شوند و اگر راجع به غير سياست است متفرق نسازند . به آقاى عين الممالك هم گفتم كه اگر ميل داشته باشند عصر تشريف بياورند . بعد ايشان رفته احمد را هم فرستادم بازار كه به آقا ميرزا عباسقلى خان بگويد اگر توانستيد عصرى بيائيد اينجا و به خانهء ميرزا