تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
بودند طهران ، خانه را به نايب السلطنه ميرزا ابراهيم فروخت و رشوه گرفت و قول داد كه . . . « 1 » نائب السلطنه داد و يك نفر مشير السادات نام يا غيره كه پول او باعث اجاره نمودن يك ده به اسم ميرزا ابراهيم شد و آن شخص و برادرش مرد و ده مال ميرزا شد .

ترتيب انتخاب ميرزا ابراهيم در قم

يكشنبه بيستم محرم . - صبح بعد از چايى و اشتغال به تحرير ، نصرت الممالك آمده و صحبت از جمعيت خانهء منتصر الدوله و سعد الملك كه او هم هست شد . من اظهار حيرت نمودم كه نمىدانم روحا فاسد يا صحيح ؟ چون فاسد و صالح معلوم الحال در آنجا هستند . بعد صحبت ترتيب انتخاب ميرزا ابراهيم را در قم نقل كرد كه عبد الرسول خان از قم نوشته بود كه انجمن نظار شهر و بلوكات گويا مأمور بودند كه اين قسم بنمايند ، يك نفر مىآمد و چهل پنجاه سى ورقه مىگرفت بعد يك‌دفعه مىآمد مطابق عدد تعرفه كه گرفته بود رأى مىآورد و به صندوق مىداد . اشخاص متفرقه مال هرجايى كه مىآمد مىپرسيدند كه كدام محل هستى ؟ مىگفت مال فلان محل . مىگفتند ما براى آنجا به فلانى داده‌ايم برويد او به شما مىدهد .

آنتريكات منتظر الوزاره‌ها

بعد آقا مير موسى خان پسر مشير السلطان آمد خيلى صحبت نمود ؛ ماحصلش اينكه مساعدت از كابينه‌اى بشود كه ميرزا حسين خان پسر علاء السلطنه ، حكيم الملك و مصدق السلطنه بشود . گفتم اگر كابينه كه به قوهء من و امثال من روى كار بيايد ابدا راضى نمىشوم كه آن‌ها باشند . اما چون توازن قواى كابينه حاليه وثوق الدوله با ما نيست بايد خود منتظر الوزاره‌ها انتريك عمليات و دسته‌بندى بكنند ، منتهى بنده و امثال بنده هركدام از كابينه‌ها كه فسادشان به مملكت كمتر است آن را ما بچربانيم و الّا عمليات با خودشان است . آقا شيخ محمد على قزوينى هم آمدند و تصديق نمودند . بعد گفتم شماها آن
هامش
( 1 ) . نصف سطر ناخوانا .