تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
عصاى سرفلان به صدرايى داده . ساعت يك و نيم بلند شده ، اقتدار مرا با خود همراه تا سر گلبندك ، بعد ناچارا از راه خانهء ميرزا داود خان عنوان رفتن را نمود ، با مرآت از آن راه رفتم . بعد تا خانهء معاون السلطنه رسيده ، مرآت جايى به عيادت ، من به روضه معاون السلطنه . ساعت سه با عين الممالك بلند شده ملاقات مشاور را هم مرآت توى راه و هم عين براى من بيان نمودند . من هم براى آن‌ها ملاقات با عين الدوله را . بعد خانه رسيده ، ژلاتينى در باب ارزاق كه عماقريب به قحطى مبتلا و يك كاغذ از امير حشمت و ميرزا محسن خان نجم‌آبادى هم به خانه آمده بود . بتول و احمد و ننه اسماعيل هم شام خورده بودند . من هم نان آبگوشت و خربزه خورده خوابيدم .

[ امور روزانه ]

جمعه 18 محرم ، غره عقرب . - صبح بعد از چايى بيرون آمده منزل آقا ميرزا داود خان رفته ، آقاى خلخالى و تنكابنى تشريف آورده ، بعد ميرزا عيسى خان ، ميرزا فتح الله خان ، ميرزا على اصغر خان و يك نفر ديگر علىآباديون هم آمده ، خيلى صحبت متفرقه [ شد ] . نزديك ناهار بيرون آمده ، گوشت خريده به منزل آمدم . ننه اسماعيل به مريضخانه رفته بود . من و بتول و احمد نان آبگوشت خورده ، بعد از ناهار به حمام رفته دو به غروب خانه آمده ، چايى خورده ، به آسياب نجار درب خيابان دباغ‌خانه رفته ، گفتند خروارى شش تومان كرايه هم با خودتان . خروارى يك من هم كسر آرد .

امضاى عريضه در مسجد جامع در حمايت از موليتر

بعد به مسجد جامع رفته عدل الملك و محسن ميرزا هم آمده ، برهان المتكلمين روضه مىخواند ، در ضمن از بدى ارزاق ، اما روح تمجيد از موليتر و حسن اعتماد به وثوق الدوله ، مذمت از سال سابق ، از سوء ادارهء دولتيان و طمع ملاكين و محتكرين . يك چلوارى يك ذرعى هم آوردند بالاى منبر ، عريضه به رئيس الوزراء ، وثوق الدوله كه موليتر به جهت اداره كردن خوب است و از مسلمان‌ها بهتر است . تقاضاى مهر هم از مردم نمود . چون معروف بود كه حاج محمد تقى و غيره تشكى از موليتر دارند ، بنده حدس زدم كه هردو دسته از