تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
تمام . قدرى باهم صحبت . بعد نيم از شب به خانهء آقا سيد كمال الدين ، آنجا هم تا ساعت سه مزخرفات روضه‌خوان‌ها و مزخرفات خودش كه افترا به خدا و رسول و ائمه مىزد بود . از آنجا به خانه آمده ، شام آبگوشت با رب نارنج خورده ، ننه اسماعيل هم چلو با گوشت خورده بود ، چون تمارض كرده ناچار تقلبا نان نمىخورد . بعد قدرى تحرير و خوابيدم .

بت‌پرستى سيد انارى و بىشرمى سيد كمال الدين

سيد انارى و شريف الواعظين به قدرى دو بت اعظم را خاصه آقا سيد كمال الدين را حجة الاسلام درست كردند و سيد انارى خداوند را به همهء مقدسات قسم داد كه به‌واسطهء وجود اين دو حجة يكى ظهير الاسلام و ديگر آقا سيد كمال ، اسلام را كه مىخواهند از گرداب بيرون آورند آن‌ها را حفظ نما . خود آقا سيد كمال هم كه بالاى منبر رفته از نطق اسلام خفه‌كن چيزى كه محل فرح من شد اين بود كه فرمودند ارواح مرده‌ها شب‌هاى جمعه مىآيند لب بام‌هاى كسان خودشان با گردن‌هاى كج مىايستند و منتظر احسانند . احمق سيد از شدت وقاحت اعتنا به هيچ‌چيز از اعمال و اقوال خودش هم نمىكند از بسكه . . . « 1 » است . آقا سيد يعقوب شيرازى هم آنجا آمد . بعد از صحبت‌ها اظهار داشت كه تمام دمكرات‌ها طرفدار وثوق الدوله هستند . گفتم آن دمكرات‌هايى كه خودش درست كرده با او هستند و الا دمكرات حقيقى با او مربوط نيست . گفت آقا ميرزا طاهر تنكابنى چه‌طور است ؟ گفتم او خوب و دمكرات حقيقى است . گفت او هم با وثوق الدوله و جزو او شده است .

پيغام به مشاور الممالك و اطمينان به او

جمعه يازدهم محرم . - صبح بعد از چايى ، رحيم خان آدم مشاور الممالك را فرستادم آمد ، گفتم به مشاور بگويد كه من از اخلاق [ او ] اگر بدم مىآيد ، و ليكن در ورود او به سياست معارض و مخالفت ندارم ؛ چه كه وزراء را در اين دوره غيرمفيد به حال مملكت و شايد اغلب را مضر مىدانم . در اين صورت چه او به
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا .