وزارت يا غير او وارد شود به نظر من هيچ تفاوت نمىكند ، چون چند نفر از اشخاص رفقا و غيره از من خواهش كردهاند كه او را ديدن نمايم . من همچه فهميدم كه از ناحيهء او است و براى اينكه من با او ضديت نكنم . از اين جهت اين پيغام را به شما مىدهم كه به او بگوييد از طرف من مطمئن باشد كه اهل سعايت شخص او نيستم و اگر هم باشم مضر به او چون تكم ، نخواهد بود . بعد گفت يك دفعه بياييد آنجا قدرى صحبت نماييد . گفتم خوشم از او نمىآيد ، و ليكن مقصد او از اين پيغام حاصل مىشود . بعد او رفته ، قدرى بعد آقا ميرزا يحيى خان كمرهاى آمد ؛ چايى و قليان و صحبت . ناهار هم آبگوشت و بادمجان سرخ كرده ، پنير ، انگور من و او و احمد خورده ، چايى هم خورده ، چهار به غروب بيرون آمديم .
قزاقخانهء مستقل
او به منزلش ، من هم به خانهء عين الممالك . مصدق السلطنه و بينش و متين الدوله ، بعد مرآت الممالك ، معاون السلطنه آمده مشغول صحبت كه اين كابينه تا چند روز ديگر سقوط پيدا مىكند ، چون استاروسلسكى پالكونيك قزاقخانه كه روسى است ، عنصرا با انگليسىها بد است و چون مواجب قزاقخانه را انگليسىها مىدهند او گير است . از اين جهت تحديد ترياك را به سه كرور اجاره مىكند كه هرماهه صد هزار تومان بابت حقوق قزاقخانه بردارد و مابقى را به دولت بدون خرجتراشى بدهد و مىخواهد خود را از زير بار تملق از انگليسىها كه محل قزاقخانه را از محل تحديد قرار دهد بيرون آورد .
درخواست جماعت كارگران از مصدق براى همكارى
بعد مصدق اظهار كرد كه جماعت كارگران كه دكتر حاج رضا خان و فهيم الملك و جمعى هستند نماينده از طرف آنها آمده كه من با آنها در ضديت با وثوق الدوله يكى شوم . چون مقاصدى داشتند ابدا منظور نشد ، منجمله فهيم الملك هم معاون و هم خزانهدار ماليه بود ، معاونت رفت ، خزانهدارى هم اسم و عملش با غير است . بعد كابينه جديد عين الدوله را كه اگر بشود امين الملك ، سردار منصور ، سردار معظم ، قوام الدوله شايد بشوند . گفتيم اينها از همه بدتر .