دارد شد . بعد آنها رفته ، من هم بيرون آمده قصد روضه نمودم . جايى نظرم نيامد .
ارباب حقوق سفارت انگليس
به خانهء مرآت الممالك رفته تنها بود . صحبت مصدق السلطنه را نمود . در ضمن صحبت نقل كرد كه سابقا چرنازبف يا قريب اين اسم از روسىها به استوكس گفته بود بىخود زحمت براى جلب ايرانىها نكشيد ، ايرانىها به قدرى حاليه از شما متنفر شده كه سابقا از روسيه بودند . بعد استوكس رفت و يك ورقهء اسامى آورد كه چه كنم كه تمام كاركنهاى ايرانى جيرهخوار ما هستند . شما اين يك ستون را ملاحظه كنيد ، ساير ستونهاى اوراق ديگر هم هستند . اسم امين الملك دويست تومان ، مشاور الممالك پانصد تومان ، محاسب الممالك دويست و پنجاه تومان ، جليل الملك دويست تومان و . . . « 1 »
ميل مصدق به وزارت
بعد از مصدق السلطنه استفسار ميل به وزارت كه به او گفتم به معاونت شما كابينهء مشاور الممالك مايل است . گفت بايد وزارت بشود و خيلى مايل است كه در قبال نصرت الدوله و ضديت با فهيم الدوله عرض اندامى بكند . تا نزديك ظهر طول كشيد . ناهار هم مانده ، قيمهريزه ، آبگوشت و بادمجان سرخ كرده ، پنير ، نان خانگى ، خربزه ، ترشى ، خرمالو ، همه خوب و گوارا ، خورده ، بعد چايى . ساعت چهار به غروب چون به دربار روضه بايد برود من هم بلند شده به خانه آمده چايى خورده به خانهء نصرت الدوله براى ديدن از جهت فوت برادرش رفته نبود .
به يك كاكا كه اسمش را پرسيدم ، اسمش حاج الماس خان و تلفنچى كه اسمش ميرزا على اكبر خان بود سپردم كه خدمتشان عرض نمايد . بعد بيرون آمده ديدم درشكه بهسمت خانهء وثوق الدوله ؛ جليل الملك ، تدين ، صدرايى سوار . تعارفى باهم كرديم رد شديم . بعد به خانهء صدر ديوانخانه روضه رفته ، دو سه روضهخوان گوش ، نيم به غروب به خانهء آقا مير سيد محمد بهبهانى رفته ، روضه
هامش
( 1 ) . نقطهچين در اصل .