تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
معتمد الدوله رفتيم حمام نمره سلطان احمد خان . خوب حمامى بود . فتح السلطنه و نجات هم بيرون مىآمدند . قدرى سربينه صحبت با فتح السلطنه . گفت به اين محله روبه‌روى خانه نجات منزل گرفته‌ام . نجات هم گفت چند روز بود ناخوش بودم . بعد رفتم تو . با معتمد الدوله صحبت بىحقوقى دبير الملك و نصير الدوله ، خاصه نصرت الدوله را در حق خودش نموده و تسويه امر مقصودآباد را كه چون عظيم الدوله در فتح‌آباد هم شريك بود ، دو دنگ فتح‌آباد او را به چهار دنگ مقصودآباد كه سهميه مشير اكرم و معتضد الملك بود معاوضه نموديم كه رفع غائله بشود . بعد از حمام بيرون آمده ، عيال شاهزاده هم بيچاره ناخوش و بعد از نفاس مبتلا به بادزدگى عمومى شده . بعد ناهار چلو و مسماى بادمجان و آبگوشت و آش و شيربرنجى كه شير آن از ماده گاو جديد الابتياع به سى و پنج تومان با گوساله آن شده و هرروز يك من و چارك شير آن است و نه گوساله ديگر به مبلغ نود و شش تومان . حال ، شاهزاده گير و متفكر است كه روزى پنج هزار خرج آن و زحمت آن و شير آن هم تفنن اغذيه مىشود . قصد داشت كه بفرستد به ده و طراز بدهد .

كشاورزى بهترين كارها حتى از وثوق الدوله‌اى

بعد از ناهار رفتيم بيرونى ، مشغول صحبت رعيتى و فلاحت كه بهترين كارها است ، حتى از وثوق الدولگى . بعد مشير اكرم آمده ، چايى خورديم . ساعت دو و نيم به غروب بيرون آمده سوار واگون شده ، نقاره‌خانه پياده ، براى خاطر گوشت به خانه آمده ، ننه اسماعيل به مريضخانه رفته بود ، احمد آبيارى ، بتول طباخى آبگوشت . گفتند صبح آقاى عين الممالك آمده بودند .

خانه معاون السلطنه و رفقا

بعد بيرون آمده يك ربع به غروب به خانه معاون السلطنه رفته ، مصدق السلطنه و عين الممالك و متين الدوله و بينش هم آنجا بودند . بعد از قدرى آقا ميرزا طاهر و آقا شيخ حسين و آقاى مرآت الممالك هم تشريف آورده ، مشغول مذاكره كه در باب رفع حكومت‌نظامى اثرى نشد . آقا مير سيد محمد طباطبايى گفته بود من چيزى به دولت نمىنويسم و مداخله در سياست نمىكنم . به روضه‌خوان‌ها هم