توقيف نمودند . من هم پنج هزار تومان را دادم . بعد براى رفع توقيف پول را به التماس فرستادند .
استخلاص برزو از نظميه
معتمد الدوله خيلى از تدبير و حسن سلوك صارم الدوله نقل مىكرد منجمله چهار كرور پول نقد كه ظل السلطان در بانك داشت به صارم الدوله شخصا بخشيده بود . او هم تمام ورثه ، اناثا و ذكورا را خواسته ، گفت آن پول را مساويا به همه قسمت مىكنم . بعد با معتمد الدوله ملاقات خودم را با عين الدوله ذكر نمودم و چايى خورده ، همه بيرون آمديم . معتمد الدوله به خانه خودش و من به سمت خانه مشير اكرم ، درب خانه سر چهارراه حسنآباد شيخ ابو طالب را ديده ، شخصى با من مصافحه [ كرد ] نشناختم . پرسيدم كى وارد شدهايد ؟ گفت ديروز دو به غروب از نظميه بيرون آمدم ، در بين صحبت معلوم شد [ او ] شجاع نظام معروف به برزو [ است ] كه اسما شنيده بودم و هيكلا نمىشناختم .
ملاقات آقا شيخ ابو طالب با نصرت الدوله
بعد آقا شيخ ابو طالب گفت پسپريروز به توسط آقا سيد محمد طباطبايى همدانى ، نصرت الدوله ملاقات مرا خواست . رفتم براى فهميدن مطلب . يك ساعت از بدى سياست عثمانى براى ايران ، من و از بدى سياست انگليس ، نصرت الدوله مذاكره نموديم و هردو بههم دروغ گفتيم . بالاخره من گفتم شما اگر سياست و پروگرام خود را روى كاغذ بياوريد و معين نماييد كه بدانيم كابينه چه درنظر دارد ، من حاضرم مطابق آنچه كمرهاى گفته ، ملت را از هرطبقه با شما مساعد نمايم . او گفت شما پروگرام ما را معين نماييد كه كابينه چه كند . بعد قرار شد كه تا دو سه روز ديگر به او بگوييم .
بعد آقا شيخ گفت كربلايى على حريرى آمده . گفتم بايد ديدن او بروم . قرار شد فردا سه به غروب آقا شيخ ابو طالب تشريف بياورند و بنده منزل قدرى صحبت ، بعد از آنجا برويم منزل حريرى . بعد من گوشت گرفته منزل آمده ، كارت وطنى آقا شيخ محمد على قزوينى آنجا بود . يمين الملك هم آمده بود كه بنده در خانه نبودم . چايى خورده ، قدرى تحرير ، نيم به غروب بلند شده ، بيرون ،