مرآت الممالك تشريف آورده ، فقط معلوم شد آقاى مرآت الممالك مسبوق نبود و گمان مىكرد بنده سابقه دارم . صحبت متفرقه خيلى شد . آقايان مصدق و بينش خيلى مايل بودند كه پنج نفرى انتخاب براى اداره كردن كارى كه بايد بشود . بعد بناى تعيين اشخاص بود . اما بنده چون هيچ اعتقاد به انتخاب نداشتم و فهميده بودم كه تمام مفاسد از اين است كه تا با چند نفرى انسان مىخواهد كار بكند فورا مىخواهند خود را مركزيت داده و شب قدر و آب حيات و امام زمان غائب مطاع بوده بعد هركس كه وارد شود ناچار از اطاعت باشد ، ماندم متفكر .
الحمد لله بهخير گذشت كه بنا شد ماها حاضر بشويم و انتخاباتى درميان نيامد و بنا شد اقداماتى در برداشتن حكومتنظامى شهر بشود ؛ از طريق تقاضا از علما و روضهخوانها و كسبه و زنها ، [ چرا ] كه شبها روضه و تعزيهخوانى [ برقرار ] و ايام عاشورا است . شبها هم مردم مبتلا به ناخوشى و محتاج به حكيم و قابله و دوا مىشوند كه حكومتنظامى برداشته شود . يك ساعت از شب رفته آقايان رفته ، قرار شد عصر جمعه منزل معاون السلطنه برويم . مرآت و معاون السلطنه هم قدرى ماندند . بعد آنها هم رفتند .
فقط ما ايرانىها رئيس الوزراى خائن نداريم
امروز هم لحن روزنامهء ايران نقل از روتر تغيير و آن فتوحات كه براى انگليسىها و مغلوبيت و صلح بلغارها و تضييق عثمانىها بود تغيير كرده بود . معلوم شد كه تمام اين شدتها دروغ بود . فقط رئيس الوزراى بلغار خيانتى كرده بود و پيشنهاد متاركه جنگ را و صلح را بدون اطلاع وزراء و شاه فرستاده بود و ابدا نظاميان آنها هم دست از جنگ نكشيده بودند و به خلاف اغلب ملت و نظاميان بلغار ، فقط ما ايرانىها رئيس الوزراى خائن نداريم ، بعضى جاها هم دارند . مذكور شد كه دولت آلمان هم از روز ورود عثمانى به جنگ ، هرروز صبح چهل كرور ميليون مارك به قشون عثمانى مىدهد و آنها همچنان پولكى شده بودند كه اگر دو ساعت تأخير مىافتاد ، شانه از براى حضور در عمليات [ خالى ] مىكردند . بعد از صلح روسيه خاصه حالا كه آلمان قريب دو كرور نفر از روسيه به تجهيز حاضر كرده ، شايد چندان تملق و اعتنايى به عثمانى نكند ، چه كه راه برايش باز شده و بهسمت