ناهار منزل ملكزاده
بعد مقارن ظهر بلند شده سر واگون آمده ، گفتند يك واگون بيشتر كار نمىكند و به واسطه ناخوشى اجزاى واگونها خوابيده . بعد پياده به خانه دكتر مهدى خان ، بعد از رسيدن ، احمد هم آمده بود . با دكتر مهدى خان و احمد ناهار چلو و مسماى قيمهبادمجان و آبگوشت و دوغ و انگور خورده ، احمد كاغذ دكتر حسن خان را به من داد كه به واسطه ناخوشى موليتر ، عذر از رساندن به امضا را خواسته بود . خدايا چقدر موانع براى دو سه خروار گندم كه براى آذوقه مىخواهم تهيه كنم از شقاوت وثوق الدوله گرفتارى براى عموم حاصل شده .
بعد احمد رفت چايى خريده به خانه ببرد . من هم با دكتر ملكزاده مشغول صحبت ، گفتم شيخ محمد على طهرانى گفت مقامات علمى دكتر خليل خان بهتر از دكتر على خان است . گفت مقام علمى طبى دكتر على خان هيچ ربطى به دكتر خليل خان ندارد ، فقط فارسى و مقدارى عربى دكتر خليل بهتر است و شيخ محمد على ماهى چهل تومان اضافهحقوق بدون ارتقاى رتبه در كابينه صمصام تحصيل نمود . و نيز دكتر اظهار داشت كه با اين عمليات كابينه بايد ساكت نشست يا كارى بكنيم ؟ گفتم چه كارى ؟ گفت چند نفرى برويم نزد شاه و از اعمال وخيم كابينه و خيال ورود او را به تمايل با متفقين اظهار نماييم و عين الدوله هم خيلى در اين خصوص به شاه اظهاراتى كرده .
همراهى تا ميانهء راه
قدرى هم صحبت بهتر بودن عين الدوله از سايرين شد . بعد دكتر معلوم بود كه به شيخ ابراهيم زنجانى و كاشانى و آقا ميرزا طاهر و ناصر الملك بىاعتقاد نيست و [ گفت ] تا خراب شدن كابينه وثوق الدوله با سردار محيى و امين الملك و فاخر الملك غير از تدين و صدرايى [ همراه ] بوديم . يك روز هم پلوخورى منزل من و سردار محيى و مستشار الملك و امين الملك و فاخر الملك بوديم . بعد از خرابى كابينه صمصام ، ديگر از همديگر جدا شديم و مقاصد مختلف شد . و نيز اظهار داشت كه سّميت صدرايى و پرويز هزاران درجه از سايرين بيشتر است و خيلى تنفر سابق افجهاى را از پرويز نقل مىكرد و تعجب مىكرد كه با آنهمه فسادى كه افجهاى از پرويز قبل از مهاجرت نقل مىكرد تعجب از اتصال آنها را