تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
عظيم الدوله مىشد كه جملتان سهميه عظيم الدوله بيست و نه هزار تومان مىشد و مشير اكرم قبول نكرد و طمع او را محروم از اين دخل كرد كه حالا فقط مقصودآباد 22 هزار تومان و املاك كرمانشاه و آنچه حصار ساوجبلاغ و خانه شهر و اثاث البيت و باغات تجريش .

فتح السلطنه و جلب شدن به نظميه

بعد نيم از شب بيرون آمده به دكان آقا شيخ حسين گيوه فروش رفته توصيه كريم خان به فلاح‌زاده را داده ، مسموع شد كه امروز عصر فتح السلطنه را نظميه جلب و از شميران به نظميه آورده كه فردا به عدليه براى كشف كاغذسازى در خصوص امير ارفع ببرندش كه بر ضرر برادرهايش اميرنظام و غيره ساخته شده . تا ساعت يك و نيم ، دو از شب آنجا بوده ، آقا ميرزا حبيب الله خان رسيد . قدرى صحبت ، بعد من از خيابان چراغ‌برق و ناصريه و بازار ، سر گلبندك پنير گرفته به خانه آمدم . گفتند آقا سيد عبد الحسين و آقا سيد غفار شام خورده ، آن حياط اندرون رفته خوابيدند . مرآت الممالك هم با دو سه نفر ديگر آمدند عصر به احوال‌پرسى و رفتند . من هم شام آبگوشت بادمجان و گوجه‌فرنگى و نان و پنير خورده خوابيدم .

ناصر الملك و كاغذسازى

از آقا ميرزا حبيب الله خان تفصيل فتح السلطنه را پرسيدم . گفت گمان مىكنم كه بعد از ظهر آژان به آوردن فتح السلطنه مامور شد . بعد قدرى من اوقاتم تلخ شد كه چرا بايد كثافت‌كارى رفقاى ما بكنند ؟ اگرچه اين حركات از بزرگان عيب نيست ؛ مشير الدوله و مؤتمن الملك ، آقا سيد عبد الله ، آقا سيد كمال ، مستعان الملك و . . . مسئول به اين اعمال نيستند . در زمان ناصر الملك كه عدليه چند ماه تعطيل شد چون نزديك بود كشف شود كه ناصر الملك براى ارثيه بردن خواهرش كاغذ ساخته بود و معلوم مىشد ، عدليه را بست تا موقع كشف بگذرد ، ناصر الملك و فتح السلطنه ، هردو همدانى ، او عدليه را مىبندد ، اين به نظميه گرفتار مىشود .

[ امور روزانه ]

سه‌شنبه 24 . - صبح بعد از چايى به آقا سيد عبد الحسين و آقا سيد غفار كمره‌اى اظهار نمودم ناهار هم بمانيد ، قبول نكرده رفتند . خيلى دلم به حال فقر و