تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
فروغ السلطنه را داشت . سوار درشكه شده تا سر خيابان اميريه من پياده شده او هم رفت . من گوشت گرفته به خانه آمدم . احمد افتاده بود ، بلندش كرديم شام شوربا خورده خوابيد . ماها هم شام نان و آش گوجه‌فرنگى كه چقدر لذيذ است خورده خوابيدم .

[ امور روزانه ]

دوشنبه 23 ذيحجه . - صبح بلند شده سماور را بار ، بعد احمد و بتول را بيدار . تب احمد قطع يا تخفيف پيدا كرده بود . بعد از چايى بيرون آمده به خانه انتيكه‌چى رفته مرا به اندرون طلبيده ، بيچاره در كمال شدت تب و سينه‌درد . اطفال و عيالاتش همه افتاده ، عيادتى نمودم .

ملاقات از محتشم السلطنه

بعد بلند شده از درب خانه محتشم السلطنه گذشته ، گفتم از او ديدن نموده و چون يك هفته بود وارد شده بود اطلاعات تبريز را از ورود قشون عثمانى به چه كيفيت و كميت و بودن مهاجرين با آن‌ها يا نبودن و تفصيل بلورى و بادامچى و خيابانى و نوبرى و غيره و ضديت باهم و تبعيد يا دار زدن آن‌ها و جهت مساعدت خودش با ارامنه و كلدانىها كه اسلحه به آن‌ها داد و شفاعت به آن‌ها در حين مغلوبيت و بعضى مطالب ديگر رفتم . ديدم چند نفرى بيرون ، بعد خودش از اندرون آمده . اظهار داشتم كه دير آمدم براى استفاده از ارمغان اطلاعات سركار بود حالا هم باز به مقصود نايل نشدم ، انشاء الله مفصلا بايد درك نمايم . قدرى نشسته به صحبت مهمل و يا سكوت گذشته ، بعد از چايى و قليان بنده بلند شده بيرون آمدم .

قحطى در تبريز

حاج ميرزا عباسقلى آقا آنجا بود نقل نمود كه در تبريز قحطى است و برنج خروارى هزار تومان و يك من ده تومان است چون روسيه كه آذوقه نيست و از طرف طهران هم كه انگليسىها نمىگذارند آذوقه به سرمنزلى تبريز از اين طرف برود . بعد به خانه آقا ميرزا حيدر على شيرازى ، در خانه حالش خوش بود فقط عيالاتش [ را ] گفت افتاده‌اند . به خانه مرآت الممالك رفته نوكرش ناخوش و گفت خود آقا به خانه حكيم رفته و اهل خانه‌اش هم همه افتاده‌اند . احوال‌پرسى
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 581 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا