مساعدت آنها اسباب شد كه به حبس تاريك نيفتادم تا اينكه روز بعد در نظميه بغتتا تبولرز آمده و حالا هجده روز است كه مبتلا و معالجه مىكنم و اسباب استخلاص ، رقعه آقا مير سيد محمد بهبهانى و توسط مشاور الممالك شد و مشاور بعد از اينكه مرا از حبس آنجا بردند گفت من ضامن خطاياى تو شدم و هيئت دولت اغماض از خيانتهاى تو كرد . ملاحظه نما باز اثبات تقصير براى آقا شيخ عابدين مىنمايند . چقدر دل انسان مىسوزد . خوب است كتاب تاريخ شورش روسيه را آدم بخواند تا قدرى تسكين قلب حاصل نمايد .
فتح السلطنه و تهيه كميته شدن بهوسيله ثبت اسناد و ميرزا باقر بيوتات
بعد آقا شيخ عابدين تفصيل طرفدارى ثبت اسناد را از فتح السلطنه نمود كه من در چهاردهم عيد از كميسيون مختلط اعراض و بيرون آمدم . چون يك جلسه ميرزا محمد على خان ثبت اسناد براى اينكه در انتخاب كميته چه اشخاصى را در نظر بگيريم ، صحبت خوبى فتح السلطنه را نمود ، گفت صد تومان هم به تو مىدهم كه مساعدت نمايى ، من دويست تومان براى اين كار گرفتهام ، صد تومان مال من صد تومان مال تو . بعد فهميدم پانصد تومان گرفته كه فتح السلطنه را منتخب به كميته بنمايد . و يك روز هم رفتم شميران برحسب عيادت ، ديدم آقا ميرزا باقر خان بيوتات و ميرزا محمد على خان ثبت اسناد صاحبمنزلى مىنمايند و امر به كاكائو و شير و ساير تشريفات براى واردين مىنمايند و ميرزا باقر خان هم همدست با ثبت اسناد براى ترويج فتح السلطنه بود و در شب نمايش ستارهء ايران من يك شب بليط لژ چهار نفرى كه هربليطى 24 تومان قيمت داشت فتح السلطنه به من داد كه مجانا من و سه نفر هركس را بخواهم بنشانم . ستاره و ميرزا باقر خان هم از مروجين صميمى فتح السلطنه بودند . اين بود كه من ظنين شده از كميسيون مختلط كناره كردم . قريب دو ساعت در منزل آقا شيخ عابدين بوده چايى خورده ، گلابى و آب هندوانه آورده بودند ، ميل نداشتم . حيدر قابچى مجلس با دو نفر ديگر عيادت آمدند ، من بلند شده يك و نيم به غروب بيرون آمده بهسمت خانه آمدم . احمد بيرون رفته بود . ننه اسماعيل هم شامىكباب پخته و براى اسماعيل به مريضخانه برده بود . او تا مقارن مغرب مانده ، ننه اسماعيل آمد .