تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
برويم ، وثوق الدوله تو را مىخواهد ببيند . مىخواهى ماموريت و كارى در خارج طهران براى تو بگيرم ؟ مىخواهى در طهران ماهى ده تومان اضافه‌حقوق برايت درست مىكنم . از او مهلت گرفتم كه با رفقا مشورت مىكنم ، هرچه صلاح ديدند عمل مىكنم . حال از شما مشورت مىكنم . گفتم ساير رفقايت چه گفتند ؟ گفت صلاح ندانستند . شيخ حسين و شيخ ابو طالب گفتند نروى بهتر است . من گفتم اگر بتوانى از حيث معاش محتاج نباشى البته نروى بهتر است . اما اگر ناچارى چه عيب دارد ؟ به جهت اينكه عمل تو عملى است كه به انگليسىها خدمت شود و تو را به هركارى وادارند فعلگى است ، باز هم فكر مىكنم ، خودت هم فكر نما تا بعد همديگر را ببينيم .

حقوق وكلا و اكتشاف كه از هفده ماه پيش دمكرات‌ها يكى با وثوق الدوله بودند

بعد از مغازه كاشانى تلفن به ارباب كيخسرو زده ، جواب داد منتظرم . بعد بالا رفته آقا ميرزا اسماعيل تنكابنى را تا چهارراه مخبر الدوله صحبت‌كنان همراه بردم . بعد خودم تنها به خانه ارباب كيخسرو رفته ، صحبت گندم پارسال كه پانزده هزار و هشتصد خروار از عراق از قرار خروارى سى و هشت تومان الا كسرى ، حقوق وكلا باقى مانده كه قدرى مال مساوات و بقيه مال سايرين و از بعد از تعطيل بعضىها را وثوق الدوله در كابينه سابق هركدام را پانصد تومان به اسم بىمعاشى و بىچارگى داد ، منجمله پانصد تومان به عدل الملك و نيز پانصد به آصف الممالك و پانصد به مؤيد الاسلام و پانصد به شيخ يحيى كرمانى و رفعت الملك وكيل كرمان ، به سيد حسن مدرس به شيخ محمد حسين يزدى و چند نفر ديگر كه چك بانك از خودش داد بعد چك را گرفت و عوض از ماليه حواله نمود ، پانصد هم به شيخ ابراهيم زنجانى . بعد قرار شد كه خود او مطالبه حقوق وكلا را از ماليه بنمايد . من هم دبير الملك يا نصير الدوله را ببينم به وثوق الدوله و مشاور الملك محصلى نمايند . ساعت دو و ربع از خانه ارباب بيرون آمده ، عز الممالك كردستانى را ديده قدرى صحبت ، بعد از راه لاله‌زار پياده ، چون واگون نبود پائين و از راه بازار به سمت خانه آمده ، شنيدم يك جهاز به بندر جز [ گز ] قشون روس وارد ،