تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠

به تاريخ روز يكشنبه 6 اودئيل 1307

امروز صبح از اندرون رفتم سر حمام نماز كردم و نان و پنيرى « زير قليانى » خوردم . و اسب آوردند سوار شدم آمدم در خانهء شهر ، به اين معنى كه اول رفتم عرب صاحب را ملاقات كنم او خواب بود . آمدم به طرف منزل آقاى نصر الملك ايشان هم نبودند . آمدم به طرف خانهء شهرى و تنها بودم . سيد احمد شوشترى با ميرزا محسن اينجا آمدند . حاجى ميرزا رضا قلى حكيم و ميرزا جعفر قزوينى آمدند . پس از آن خان محقق آمدند قدرى بودند . و من امروز نان و پنيرى خوردم و چاى آوردند ، با خان محقق يكى دو ساعت نشستم چاى صرف شد . و طرف عصر رفتم منزل جناب حاجى ميرزا حسين خان گرانمايه . مشير السلطنه ، خان محقق ، جناب آقا ميرزا سيد احمد ، حاجى ميرزا رضا قلى حكيم اين اشخاص بودند . يك ساعت آنجا بودم . مقارن غروب آمدم منزل . كربلائى عباسعلى برادر . . . « 1 » نيم ساعتى پيش من بود و رفت . و تلگرافى از امام جمعه ميرزا احمد آقا رسيده سواد او اين است . . . « 2 » جواب تلگرافى هم جواب از آقاى سيف الدين خان در باب طلب والدهء ميرزا حسين خان از عزت اللّه خان رسيد كه براى والدهء ميرزا حسين خان فرستادم .

به تاريخ دوشنبه 7 شهر جمادى الاولى اودئيل 1307

امروز در منزل بودم . بعد از نماز و غيره سيد شوشترى آمد و سيدى هم از اهل يزد كه مرا نزد جناب مشير الدوله واسطه نمايد از نواب عماد الدوله ادعائى دارد . پس از آن گفتند فوج طهران ديروز براى مواجب رفته‌اند در اصطبل مبارك بستى شده‌اند و سيف الملك رفته‌اند آنها را بيرون آورده است . و من امروز كاغذى مختصر به جناب امير نظام و كاغذى به ضياء الملك و به جناب مستشار الملك نوشتم . و مختصرى هم به جناب مستطاب امير نظام نوشتم در پاكت ميرزا يوسف خان گذاردم به تبريز بفرستم . كاغذهاى مفصله را دادم بردند چاپارخانه . و شب را هم نزديك مغرب منزل جناب آقاى امين السلطان رفتم جمعى آنجا بودند : جناب آقاى عضد الملك و امين خلوت ، علاء الدوله و متفرقه . بعد از صرف قليانى آقاى عضد الملك تشريف بردند . من هم
هامش
( 1 ) - جاى اسم سفيدست . ( 2 ) - يك سطر سفيدست و متن تلگراف را ننوشته .
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 290 | ميرزا قهرمان امين لشكر