تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
خدمت شما بيايم . گفتم هر وقت مىآيند بيايند . ديگر نمىدانم براى چه مطلب خير يا شرّى است . و طرف عصر جناب حاجى محمد خان پيشكار سركار عليه شكوه السلطنه با جناب آقا سيد محسن نقيب السادات پيش من آمدند قدرى نشستند و رفتند . من هم اسب گفته بودم آوردند . نزديك غروب آمدم خانهء والدهء ميرزا حسين خان . شب را آنجا بودم . و رقعه داده بودم على مدد بيك براى آقاى امين الملك در فقرهء قبض چهار صد تومان استقراضى . جواب آورد كه گفته‌اند كه فردا . خلاصه شام هم آنجا خوردم تا ساعت پنج نشستم و بعد خوابيدم .

صبح چهارشنبه 9

از خواب برخاسته سر حمام رفته وضو گرفته نماز خواندم . دعاهاى همه روزه را خواندم . از دواى حكيم فرنگى قدرى به چشم ريختم . سوار شده به خانهء شهر آمدم . يك فنجان چاى خوردم و قليانى كشيده سوار شدم به منزل جناب وقايع‌نگار رفتم . آنجا هم قدرى صحبت كردم . آقا سيد احمد شوشترى هم آمد . وقايع‌نگار از دستخطهاى شاه مرحوم خيلى بيرون آورد زيارت كردم . بسيار افسرده بودم . از زيارت دستخطهاى مبارك شاه مرحوم خيلى مسرور شدم . ناهار آوردند صرف شد . ساعت چهار هم به غروب مانده بايد منزل جناب جلالت‌مآب اجل آقاى صاحب ديوان مجلس عقد صبيهء ايشان برويم كه به مباركى براى ايلخانى پسر جناب اجل آقاى عضد الملك است . چهار ساعت به غروب مانده از منزل وقايع‌نگار رفتم به خانهء جناب جلالت‌مآب اجل آقاى صاحب ديوان دام اجلاله كه مجلس عقد بود و جمعى آنجا دعوت داشتند . در تالار آينه مجلس منعقد بود . اشخاصى كه بودند از اين قرار است : جناب آقاى امام جمعه - جناب آقا ميرزا حسن آشتيانى - جناب شيخ الاسلام - نواب معز الدوله اسمعيل ميرزا - نواب حشمة الدوله عبد الله ميرزا - جناب آقاى امين السلطان دام اقباله - جناب آقاى عضد الملك دام اقباله - جناب امين حضور دام مجده - جناب اجل امين الدوله دام اقباله - جناب امين الملك دام مجده - جناب امين السلطنه دام مجده - جناب ميرزا محمود وزير - جناب وزير ميرزا عيسى - پسر مرحوم طهماسب ميرزاى مؤيد الدوله - نواب مؤيد الدوله پسر مرحوم سلطان مراد ميرزاى حسام السلطنه - آقاى مهدى خان پيشخدمت همايونى پسر مرحوم امين الدوله - جناب امين خلوت - آقاى كشيكچىباشى - آقاى علاء الدوله - جناب مؤيد الملك - جناب ميرزا رضاى بيان الملك .