تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١

چهارشنبه 24 ربيع الثانى اودئيل

امروز صبح مشغول نماز و ادعيه شدم . قدرى چغندر آقا عباسعلى داده بود براى من شب در تون حمام گذاشته بودند آورد خوردم . عبد اللّه خان و اصغر خان آمدند از اين قرار از بابت جيرهء فراشان و اهل طويله از من برات گرفتند به حوالهء بكمزافندى : سى و شش تومان و پنج هزار جيرهء فراشان از بابت ربيع الثانى يك ماهه 36 تومان و پنج هزار به توسط اصغر خان عملهء اصطبل به توسط عبد الله خان لغايت سلخ ربيع الثانى 1307 20 تومان نايب‌ها ربيع الثانى 16 تومان فراشان پنج نفر فى 4 تومان 20 تومان جلودار دو ماهه 12 تومان 4 مهتر دو ماهه 8 تومان و سردار افغان برادر شاهنواز خان حالا اينجا آمدند . ميرزا سيد اسمعيل هم آمد . ناهار صرف شد و دو دست شطرنج با سردار افغان بازى شد و او رفت . و من قدرى پشت كرسى غلطيدم و فكر كردم حالا كه وقت عصر است دورشكه آورده‌اند بيرون بروم . مىخواهم آقاى امين السلطنه را ديدن كنم و بروم خانهء والدهء ميرزا حسين خان . آقا على پسر حاجى عباس فرش‌فروش اينجا آمده و حالا عزيز آقا و مجيد آقاى عموزادهء او اهل ساوجبلاغ . [ آمدند ] . نزديك مغرب بود منزل آقاى حاجى امين السلطنه رفتم جمعى آنجا بودند . يك نفر سيد بود ، و آقاى امين الملك و يكى دو نفر پيشخدمتهاى شاهى نوادهء مرحوم خانبابا خان سردار و محمد حسن ميرزا پسر مرحوم اعتماد السلطنه و اقبال السلطنه و پسر حاجى محمد حسن و جمعى ديگر . چند مجموعه شيرينى هم گذاشته بودند . آقاى امين السلطنه در اندرون مشغول نماز بودند و قدرى فاصله قليانى صرف شد . ساعد الدوله هم بودند . و قدرى فاصله يعنى بعد از اذان شام من برخاستم . مشير خلوت هم بود . با دورشكه تا ميدان آمدند از آنجا رفتند . و من آمدم خانهء بيرون كه منزل والدهء ميرزا حسين خان است . محض ورود خانه يك كاغذى از آقا على به من نوشته كه آه و نالهء منزل و خرج و غيره است . خيال نكرده كه من در ظرف يك ساعت كه از خانه بيرون آمدم ديدن كسى رفته‌ام ، در راه كسى پولى براى من آورده و چيزى نرسيده . غير از