تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
نايب السلطنه و جناب مستطاب آقاى امين السلطان وزير اعظم دام اجلاله و جناب اجل قوام الدوله وزير خارجه در حضور بوده‌اند . من ديگر معطل بيرون آمدن وزير خارجه نشده آمدم منزل . دو تلگراف امروز رسيده است . تلگرافى از جناب مستطاب امير نظام مد ظله : « جناب جلالت‌مآب امين لشكر دام اقباله . مبارك و ميمون باد اين عيد . امير نظام » ، تلگراف از سيد احمد قصير رسيد « آقاى امين لشكر سلام عليكم . بيرام شريف مبارك . از آقاى ميرزا حسين خان جل الخالق . . . « 1 » سيد احمد » .

به تاريخ سه‌شنبه 18 شهر ربيع الاول اودئيل 1307

امروز صبح از خانهء شهرى دوائى كه امين الاطباء تجويز كرده بود صرف كردم و بعد از نماز و دعوات و غيره در منزل بودم . قبل از ناهار خان محقق ديدن من آمدند و نيم ساعتى بودند و رفتند . و وقت ناهار سيد شوشترى اينجا بود . ناهار چلو و كوكو خوردم . و بعد از ظهر رفتم به جهت ملاقات عرب صاحب . او را گفتند در منزل نيست . اسم خودم را نوشتم دادم و آمدم منزل جناب مستطاب مشير الدوله ، مشغول تهيهء عروسى آقاى معتمد الملك كه دختر حضرت و الا وليعهد روحى فداه را مىگيرند و صورت اسامى مهمانها و مجالسها را نوشتند . از آنجا رفتم خدمت حضرت و الا ظل السلطان . آقاى امين الملك و امين خلوت خدمت ايشان بودند . من هم نيم ساعتى آنجا نشستم و آمدم اندرون بيرون خانهء والدهء ميرزا حسين خان . امشب را آنجا شام خوردم و خوابيدم . و ميرزا حسين خان و ميرزا على اكبر خان و دخترها بودند . يكى دو ساعت آنجا خود را مشغول كرده و خوابيدم . و از قرارى كه والدهء ميرزا حسين خان تقرير كردند در تبريز آقا ميرزا عظيم و مشير نظام و جناب مستطاب امير نظام خيلى مهربانى كرده‌اند . و سيف الدين خان هم تنخواهى فرستاده بود .

روز چهارشنبه 19 شهر ربيع الاول اودئيل 1307

امروز قبل از اذان صبح از خانهء اندرون بيرون آمده ، غلامعلى لباس مرا برداشته بود همراه آورد در حمام ميرزا عباس رفتم . ميان حمام شست و شوئى كردم و غسل كردم ،
هامش
( 1 ) - دو سه كلمه ناخوانا . شبيه : ما جدا غريبيم .
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 248 | ميرزا قهرمان امين لشكر